self-belittling

[ایالات متحده]/[ˈself ˈbelɪt.lɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈself ˈbelɪt.lɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودکوچک‌گرای؛ خود را کوچک‌تر یا توانایی‌ها و دستاورد‌های خود را بی‌ارزش می‌داننده.
n. کوچک‌گرایی خود؛ کوچک‌دانستن خود، توانایی‌ها یا دستاورد‌های خود.

عبارات و ترکیب‌ها

self-belittling comments

ارزیابی‌های خودکاه

avoiding self-belittling

پرهیز از ارزیابی‌های خودکاه

self-belittling behavior

رفتار ارزیابی‌های خودکاه

stop self-belittling

توقف ارزیابی‌های خودکاه

self-belittling remarks

تذکر‌های ارزیابی‌های خودکاه

engaging in self-belittling

شرکت در ارزیابی‌های خودکاه

self-belittling tendency

میل به ارزیابی‌های خودکاه

constant self-belittling

ارزیابی‌های خودکاه مداوم

reducing self-belittling

کاهش ارزیابی‌های خودکاه

self-belittling language

زبان ارزیابی‌های خودکاه

جملات نمونه

he constantly engaged in self-belittling, downplaying his achievements at work.

او به طور مداوم درگیر ارزش‌زدایی می‌شد و دستاورد‌هایش را در کار کم‌تر می‌دانست.

her self-belittling comments made me feel uncomfortable and concerned for her.

کامنت‌های ارزش‌زدایی او من را ناراحت و نگران کرد.

it's important to address self-belittling behavior and build self-esteem instead.

در کاهش رفتار ارزش‌زدایی و ساختن اعتماد به نفس باید توجه کرد.

the therapist helped her recognize and challenge her patterns of self-belittling.

درمانگر کمک کرد تا الگوهای ارزش‌زدایی او را شناسایی و چالش بگیرد.

avoid falling into the trap of self-belittling; focus on your strengths.

از وارد شدن به گله‌ای ارزش‌زدایی خودداری کنید؛ روی نقاط قوت خود تمرکز کنید.

his self-belittling remarks were often a defense mechanism against criticism.

کامنت‌های ارزش‌زدایی او اغلب یک مکانیزم دفاعی در برابر نقد بود.

she stopped the self-belittling and started celebrating her accomplishments.

او ارزش‌زدایی را متوقف کرد و دستاورد‌های خود را جشن گرفت.

we need to create a supportive environment where self-belittling isn't tolerated.

ما نیاز داریم محیطی حمایت‌کننده ایجاد کنیم که در آن ارزش‌زدایی مورد قبول نیست.

excessive self-belittling can be a sign of low self-worth and anxiety.

ارزش‌زدایی بیش از حد می‌تواند نشان‌دهنده ارزش کم خود و نگرانی باشد.

he used humor to mask his self-belittling tendencies and insecurities.

او از شوخی برای پوشاندن تمایلات ارزش‌زدایی و ناتوانی‌های خود استفاده می‌کرد.

the workshop aimed to help participants overcome self-belittling and embrace their value.

هدف کارگاه کمک به شرکت‌کنندگان برای غلبه بر ارزش‌زدایی و پذیرش ارزش خود بود.

she realized her self-belittling was holding her back from pursuing her goals.

او متوجه شد که ارزش‌زدایی او از دستیابی به اهدافش جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید