self-sacrificing

[ایالات متحده]/[ˈselfˌsækrɪfɪsɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈselfˌsækrɪfɪsɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.تمایل به کنار گذاشتن مزایا یا خواسته های خود به خاطر دیگران؛ شامل یا مشخص شده با ایثار.
n.یک عمل یا نمونه از ایثار.

عبارات و ترکیب‌ها

self-sacrificing act

عمل ایثارگرانه

self-sacrificing nature

طبع ایثارگرانه

being self-sacrificing

ایثارگر بودن

self-sacrificing behavior

رفتار ایثارگرانه

self-sacrificing role

نقش ایثارگرانه

self-sacrificing spirit

روحیه ایثارگرانه

was self-sacrificing

ایثارگر بود

self-sacrificing parents

والدین ایثارگر

self-sacrificing gesture

حرکت ایثارگرانه

self-sacrificing love

عشق ایثارگرانه

جملات نمونه

the nurse's self-sacrificing nature led her to work tirelessly during the pandemic.

طبیعت فداکارانه پرستار باعث شد او در طول همه‌گیری به خستگی ادامه دهد.

his self-sacrificing actions to protect his family were truly admirable.

اقدامات فداکارانه او برای محافظت از خانواده‌اش واقعاً قابل تحسین بود.

she made a self-sacrificing decision to leave her job and travel the world.

او تصمیم فداکارانه‌ای گرفت که شغلش را رها کند و به سفر سراسر جهان برود.

the soldiers displayed self-sacrificing bravery in the face of danger.

سربازان شجاعت فداکارانه خود را در برابر خطر نشان دادند.

a self-sacrificing volunteer dedicated years to helping the homeless.

یک داوطلب فداکار سال‌ها را به کمک به بی‌خانمانان اختصاص داد.

the self-sacrificing teacher stayed late to help struggling students.

معلم فداکار برای کمک به دانش‌آموزان مشکل‌دار تا دیر وقت ماند.

he was a self-sacrificing friend, always putting others first.

او یک دوست فداکار بود، همیشه دیگران را در اولویت قرار می‌داد.

their self-sacrificing efforts ensured the project's success.

تلاش‌های فداکارانه آنها تضمین کننده موفقیت پروژه بود.

the self-sacrificing parent worked multiple jobs to support their children.

والدین فداکار برای حمایت از فرزندانشان چندین شغل انجام می‌دادند.

it was a self-sacrificing act to donate all the proceeds to charity.

اهدا کردن تمام درآمدها به خیریه یک عمل فداکارانه بود.

the self-sacrificing spirit of the team led them to victory.

روحیه فداکارانه تیم آنها را به پیروزی رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید