shipwreck

[ایالات متحده]/'ʃɪprek/
[بریتانیا]/'ʃɪprɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فاجعه‌ای که در آن یک کشتی در دریا نابود یا غرق می‌شود
Word Forms
قسمت سوم فعلshipwrecked
جمعshipwrecks
زمان گذشتهshipwrecked
شکل سوم شخص مفردshipwrecks
صفت یا فعل حال استمراریshipwrecking

جملات نمونه

The shipwreck was a harrowing experience.

کشتی شکسته تجربه ای وحشتناک بود.

the detritus of a forgotten shipwreck in an Arctic sea.

ضایعات یک کشتی غرق شده فراموش شده در دریای قطب شمال.

The danger of shipwreck is much greater in dense fog.

خطر غرق شدن در مه متراکم بسیار بیشتر است.

Let another’s shipwreck be your seamark .

اجازه دهید غرق شدن دیگری، نشان شما باشد.

Let another''s shipwreck be your seamark.

اجازه دهید غرق شدن دیگری، نشان شما باشد.

The lifeboat brought off most of the shipwrecked sailors.

قایق نجات بیشتر دریانوردان کشتی شکسته را نجات داد.

paintings of shipwrecks being prevented by divine intervention.

تصویری از جلوگیری از غرق شدن کشتی‌ها توسط دخالت الهی.

The survivors of the shipwreck jury-rigged some fishing gear.

نجات یافتگان کشتی به طور موقت وسایل ماهیگیری درست کردند.

He was awarded his damages in the shipwreck by the court.

دیوان عالی خسارات او را در اثر غرق شدن کشتی به او داد.

The shipwrecked sailors were lodged in the school.

ملوانان غرق شده در مدرسه اقامت کردند.

The shipwrecked sailor scanned the horizon anxiously every morning .

ملوان کشتی‌به‌قبر در هر صبح با اضطراب افق را جستجو می‌کرد.

The shipwrecked sailors were picked up by a passing boat.

ملوانان غرق شده توسط یک قایق عبوری جمع آوری شدند.

Reader, would you wish to leave this world in the darkness of a desponding death bed, and enter heaven as a shipwrecked mariner climbs the rocks of his native country? then be worldly;

خواننده، آیا می خواهید این دنیا را در تاریکی یک بستر مرگ ناامیدکننده ترک کنید و مانند یک دریانورد که از صخره های کشور خود بالا می رود، به بهشت ​​وارد شوید؟ سپس دنیوی باشید؛

Gulliver's Travels. Jonathan Swift. A shipwreck survivor encounters miniature people,giants and superintelligent,talking horses among other things in a series of political satires.

سفر های غول کوچکتر. جاناتان سویفت. یک بازمانده از کشتی شکسته با افراد کوچک، غول ها و اسب های فوق هوشیار و سخنگو در میان چیزهای دیگر در مجموعه ای از هجوهای سیاسی روبرو می شود.

A shipwreck survivor encounters miniature people,giants and superintelligent,talking horses among other things ina series of political satires.

یک بازمانده از کشتی شکسته با افراد کوچک، غول ها و اسب های فوق هوشیار و سخنگو در میان چیزهای دیگر در مجموعه ای از هجوهای سیاسی روبرو می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید