shoddily made
به طرز نامناسب ساخته شده
shoddily constructed
به طرز نامناسب ساخته شده
shoddily designed
طراحی نامناسب
shoddily executed
به طرز نامناسب اجرا شده
shoddily finished
به طرز نامناسب تمام شده
shoddily packaged
بسته بندی نامناسب
shoddily written
به طرز نامناسب نوشته شده
shoddily performed
به طرز نامناسب اجرا شده
shoddily treated
به طرز نامناسب رفتار شده
shoddily handled
به طرز نامناسب مدیریت شده
the furniture was made shoddily, falling apart within weeks.
اثاثات به طرز نامناسبی ساخته شده بود و در عرض چند هفته از هم پاشید.
the report was written shoddily, lacking proper research.
گزارش به طرز نامناسبی نوشته شده بود و فاقد تحقیقات مناسب بود.
he shoddily repaired the car, causing more problems later.
او ماشین را به طرز نامناسبی تعمیر کرد و باعث ایجاد مشکلات بیشتر در آینده شد.
the roof was installed shoddily, leading to leaks.
سقف به طرز نامناسبی نصب شده بود که منجر به نشتی شد.
they produced the clothing shoddily, resulting in numerous complaints.
آنها لباس را به طرز نامناسبی تولید کردند که منجر به شکایات متعدد شد.
the software was developed shoddily, full of bugs.
نرم افزار به طرز نامناسبی توسعه داده شد و پر از اشکال بود.
she painted the room shoddily, with uneven strokes.
او اتاق را به طرز نامناسبی رنگ کرد، با ضربات ناهموار.
the construction was completed shoddily, raising safety concerns.
ساخت و ساز به طرز نامناسبی به پایان رسید که باعث نگرانی ایمنی شد.
the website was designed shoddily, making navigation difficult.
وب سایت به طرز نامناسبی طراحی شده بود که باعث می شد پیمایش آن دشوار باشد.
he presented his ideas shoddily, lacking clarity and structure.
او ایده های خود را به طرز نامناسبی ارائه کرد، فاقد وضوح و ساختار.
shoddily made
به طرز نامناسب ساخته شده
shoddily constructed
به طرز نامناسب ساخته شده
shoddily designed
طراحی نامناسب
shoddily executed
به طرز نامناسب اجرا شده
shoddily finished
به طرز نامناسب تمام شده
shoddily packaged
بسته بندی نامناسب
shoddily written
به طرز نامناسب نوشته شده
shoddily performed
به طرز نامناسب اجرا شده
shoddily treated
به طرز نامناسب رفتار شده
shoddily handled
به طرز نامناسب مدیریت شده
the furniture was made shoddily, falling apart within weeks.
اثاثات به طرز نامناسبی ساخته شده بود و در عرض چند هفته از هم پاشید.
the report was written shoddily, lacking proper research.
گزارش به طرز نامناسبی نوشته شده بود و فاقد تحقیقات مناسب بود.
he shoddily repaired the car, causing more problems later.
او ماشین را به طرز نامناسبی تعمیر کرد و باعث ایجاد مشکلات بیشتر در آینده شد.
the roof was installed shoddily, leading to leaks.
سقف به طرز نامناسبی نصب شده بود که منجر به نشتی شد.
they produced the clothing shoddily, resulting in numerous complaints.
آنها لباس را به طرز نامناسبی تولید کردند که منجر به شکایات متعدد شد.
the software was developed shoddily, full of bugs.
نرم افزار به طرز نامناسبی توسعه داده شد و پر از اشکال بود.
she painted the room shoddily, with uneven strokes.
او اتاق را به طرز نامناسبی رنگ کرد، با ضربات ناهموار.
the construction was completed shoddily, raising safety concerns.
ساخت و ساز به طرز نامناسبی به پایان رسید که باعث نگرانی ایمنی شد.
the website was designed shoddily, making navigation difficult.
وب سایت به طرز نامناسبی طراحی شده بود که باعث می شد پیمایش آن دشوار باشد.
he presented his ideas shoddily, lacking clarity and structure.
او ایده های خود را به طرز نامناسبی ارائه کرد، فاقد وضوح و ساختار.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید