| جمع | sneakinesses |
pure sneakiness
خیانت خالص
total sneakiness
خیانت کامل
sheer sneakiness
خیانت صریح
in sneakiness
در خیانت
sneakiness wins
خیانت برنده میشود
sneakiness pays
خیانت پرداخت میکند
sneakiness helps
خیانت کمک میکند
suspect sneakiness
خیانت مشکوک
obvious sneakiness
خیانت واضح
his sneakiness
خیانت او
her sneakiness showed in the way she quietly took credit for the team’s work.
خیانت او در این بود که بهطور خفتهای از کار تیم خود امتیاز گرفت.
their sneakiness was obvious when they tried to dodge the rules with loopholes.
خیانت آنها زمانی واضح بود که سعی کردند با گریزههای قانون را دور بزنند.
he admired her sneakiness, but only in harmless games like hide-and-seek.
او خیانت او را دوست داشت، اما فقط در بازیهای بیخطری مانند بازی پنهان و جستجو.
we noticed the sneakiness in his smile as he planned a practical joke.
ما خیانت او را در لبخندش متوجه شدیم وقتی که یک کار بازیگونه را برنامهریزی میکرد.
the cat’s sneakiness helped it slip past the dog and steal the treat.
خیانت گربه به آن کمک کرد تا از سگ عبور کند و مورد خوراک را بگیرد.
there was a hint of sneakiness in the deal, so we checked every detail.
در این معامله یک نشانهای از خیانت وجود داشت، بنابراین ما تمام جزئیات را بررسی کردیم.
his sneakiness backfired when the security cameras caught everything.
خیانت او بازخورده بود وقتی دوربینهای امنیتی همه چیز را ضبط کردند.
she used sneakiness to gain an advantage, but it cost her trust.
او از خیانت برای دستیابی به مزیت استفاده کرد، اما این باعث از دست دادن اعتمادش شد.
the villain’s sneakiness drove the plot, with secret messages and hidden traps.
خیانت شرور، داستان را به حرکت درآورد، با پیامهای سری و فخهای پنهان.
i can tolerate a bit of sneakiness in negotiations, not outright deception.
من میتوانم یک کم خیانت را در مذاکرات تحمل کنم، اما نه فریبزدن آشکار.
his sneakiness came to light after coworkers compared notes.
خیانت او پس از اینکه همکاران نتهای خود را با هم مقایسه کردند، رو به رو شد.
they laughed at the child’s sneakiness when he hid the cookies behind his back.
آنها وقتی کودک خیانتش را با پنهان کردن کوکیها پشت پشت خود نشان داد، به او خنده زدند.
pure sneakiness
خیانت خالص
total sneakiness
خیانت کامل
sheer sneakiness
خیانت صریح
in sneakiness
در خیانت
sneakiness wins
خیانت برنده میشود
sneakiness pays
خیانت پرداخت میکند
sneakiness helps
خیانت کمک میکند
suspect sneakiness
خیانت مشکوک
obvious sneakiness
خیانت واضح
his sneakiness
خیانت او
her sneakiness showed in the way she quietly took credit for the team’s work.
خیانت او در این بود که بهطور خفتهای از کار تیم خود امتیاز گرفت.
their sneakiness was obvious when they tried to dodge the rules with loopholes.
خیانت آنها زمانی واضح بود که سعی کردند با گریزههای قانون را دور بزنند.
he admired her sneakiness, but only in harmless games like hide-and-seek.
او خیانت او را دوست داشت، اما فقط در بازیهای بیخطری مانند بازی پنهان و جستجو.
we noticed the sneakiness in his smile as he planned a practical joke.
ما خیانت او را در لبخندش متوجه شدیم وقتی که یک کار بازیگونه را برنامهریزی میکرد.
the cat’s sneakiness helped it slip past the dog and steal the treat.
خیانت گربه به آن کمک کرد تا از سگ عبور کند و مورد خوراک را بگیرد.
there was a hint of sneakiness in the deal, so we checked every detail.
در این معامله یک نشانهای از خیانت وجود داشت، بنابراین ما تمام جزئیات را بررسی کردیم.
his sneakiness backfired when the security cameras caught everything.
خیانت او بازخورده بود وقتی دوربینهای امنیتی همه چیز را ضبط کردند.
she used sneakiness to gain an advantage, but it cost her trust.
او از خیانت برای دستیابی به مزیت استفاده کرد، اما این باعث از دست دادن اعتمادش شد.
the villain’s sneakiness drove the plot, with secret messages and hidden traps.
خیانت شرور، داستان را به حرکت درآورد، با پیامهای سری و فخهای پنهان.
i can tolerate a bit of sneakiness in negotiations, not outright deception.
من میتوانم یک کم خیانت را در مذاکرات تحمل کنم، اما نه فریبزدن آشکار.
his sneakiness came to light after coworkers compared notes.
خیانت او پس از اینکه همکاران نتهای خود را با هم مقایسه کردند، رو به رو شد.
they laughed at the child’s sneakiness when he hid the cookies behind his back.
آنها وقتی کودک خیانتش را با پنهان کردن کوکیها پشت پشت خود نشان داد، به او خنده زدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید