soaped

[ایالات متحده]/[ˈsəʊpt]/
[بریتانیا]/[ˈsoʊpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

عبارات و ترکیب‌ها

soaped hair

موی صابونی

soaped up

صابون کردن

soaped hands

دست‌های صابونی

soaped surface

سطح صابونی

soaped window

پنجره‌ی صابونی

getting soaped

درحال صابون کردن

soaped glass

شیشه‌ی صابونی

soaped skin

پوست صابونی

soaped cloth

پارچه‌ی صابونی

soaped face

چهره‌ی صابونی

جملات نمونه

the glass was soaped and then polished until it sparkled.

شیشه را با صابون کرد و سپس تا آن جا پولیش کرد که می‌درخشد.

he soaped his hands thoroughly before eating.

قبل از غذا خوردن دست‌هایش را به خوبی با صابون کرد.

the children soaped each other as a playful prank.

کودکان به یکدیگر صابون زدند تا با یک شوخی بازی کنند.

the mechanic soaped the engine parts to clean them better.

تکنسیون با صابون قطعات موتور را شست تا بهتر تمیز شوند.

she soaped the window and scrubbed away the grime.

او پنجره را با صابون کرد و گچ‌های روی آن را پاک کرد.

the dog soaped itself while playing in the tub.

سگ در حالی که در حمام بازی می‌کرد، خودش را با صابون کرد.

the artist soaped the canvas before applying the paint.

هنرمند قبل از اعمال رنگ، کانوس را با صابون کرد.

he soaped the car and gave it a good wash.

او ماشین را با صابون کرد و آن را خوب شست.

the dancer soaped her face for a special effect.

نوازنده چهره‌اش را با صابون کرد تا اثر خاصی ایجاد شود.

the surface was soaped to reduce friction.

سطح را با صابون کردند تا اصطکاک کاهش یابد.

she soaped the dishes and stacked them neatly.

او ظروف را با صابون کرد و آن‌ها را مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید