sorrowfulness

[ایالات متحده]/[ˈsɒrəʊfʊlnəs]/
[بریتانیا]/[ˈsɑːroʊfʊlnəs]/

ترجمه

adj. پر از افسوس؛ غمگین؛ بیان کننده یا مشخص شده با افسوس.
n. حالت بودن غمگین.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep sorrowfulness

غم عمیق

جملات نمونه

the sorrowfulness in her eyes was undeniable.

ناراحتی در چشمان او قابل انکار بود.

he felt a deep sorrowfulness after the loss.

او پس از زیان، ناراحتی عمیقی احساس کرد.

the poem was filled with sorrowfulness and grief.

شعر با ناراحتی و اشک‌آلودگی پر بود.

there was a sense of sorrowfulness throughout the ceremony.

در طول مراسم احساسی از ناراحتی وجود داشت.

her voice trembled with sorrowfulness.

صوت او با ناراحتی لرزید.

the sorrowfulness of the situation was overwhelming.

ناراحتی این وضعیت غرق‌آور بود.

he expressed his sorrowfulness through tears.

او ناراحتی خود را از طریق اشک‌ها بیان کرد.

the music carried a tone of sorrowfulness.

موسیقی یک نغمه از ناراحتی داشت.

despite the sorrowfulness, there was hope.

هر چند ناراحتی وجود داشت، امیدی نیز وجود داشت.

the old photograph brought back feelings of sorrowfulness.

عکس قدیمی احساساتی از ناراحتی را برگرداند.

she couldn't hide her sorrowfulness any longer.

او نتوانست ناراحتی خود را دیگر پنهان کند.

the sorrowfulness of the news spread quickly.

ناراحتی خبر به سرعت گسترش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید