stagnances

[ایالات متحده]/[ˈstægˌnəns]/
[بریتانیا]/[ˈstæɡˌnəns]/

ترجمه

n. وضعیت عدم فعالیت یا رکود؛ موقعیتی که در آن چیزی متوقف رشد یا پیشرفت می‌کند؛ دوره‌ای از عدم فعالیت یا فقدان پیشرفت

عبارات و ترکیب‌ها

economic stagnances

اجتناب از رکود

جملات نمونه

the country has experienced years of economic stagnance.

شرکت با دوره‌های رکود مواجه بود و در نوآوری مشکل داشت.

many young people feel trapped in career stagnance.

ما باید از این رکودها عبور کنیم و فرصت‌های رشد جدیدی پیدا کنیم.

the artist struggled with creative stagnance for months.

آب راکد در برکه، محل پرورش نیش‌پشه بود.

political stagnance has hindered progress on key issues.

غلبه بر رکودهای اقتصادی مستلزم تغییرات جسورانه در سیاست‌ها است.

the industry faces severe market stagnance due to new regulations.

عملکرد تیم به دلیل رکود طولانی‌مدت در استراتژی آن‌ها تحت تأثیر قرار گرفت.

cultural stagnance can lead to social regression.

رسیدگی به رکودها در صنعت برای آینده آن بسیار مهم است.

after the merger, the company entered a period of corporate stagnance.

این پروژه به دلیل کمبود بودجه، چندین رکود را تجربه کرد.

intellectual stagnance is dangerous for academic institutions.

ما علل ریشه‌ای رکودها در آمار فروش را تجزیه و تحلیل کردیم.

the small town suffered from long-term economic stagnance.

فضای سیاسی راکد، اجرای اصلاحات را دشوار کرد.

emotional stagnance can affect personal relationships.

با وجود رکودها، آن‌ها همچنان نسبت به آینده خوش‌بین بودند.

without innovation, the region fell into industrial stagnance.

رکودها در بازار، نیاز به متنوع‌سازی را نشان داد.

social stagnance often results from outdated policies.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید