standardly accepted
استاندارد پذیرفته شده
standardly applied
استاندارد اعمال شده
standardly defined
استاندارد تعریف شده
standardly measured
استاندارد اندازه گیری شده
standardly used
استاندارد استفاده شده
standardly regulated
استاندارد تنظیم شده
standardly implemented
استاندارد اجرا شده
standardly recognized
استاندارد به رسمیت شناخته شده
standardly practiced
استاندارد انجام شده
standardly formatted
استاندارد قالب بندی شده
standardly, we expect all reports to be submitted by friday.
استاندارد، انتظار داریم تمام گزارشها تا روز جمعه ارسال شوند.
the software is standardly updated every month.
نرم افزار به طور استاندارد هر ماه به روز می شود.
standardly, employees are required to attend the training sessions.
استاندارد، از کارمندان انتظار می رود در جلسات آموزشی شرکت کنند.
standardly, the procedure takes about two weeks to complete.
استاندارد، این روش حدود دو هفته طول می کشد تا تکمیل شود.
we standardly provide a warranty with all our products.
ما به طور استاندارد گارانتی را با تمام محصولات خود ارائه می دهیم.
standardly, meetings are held every monday morning.
استاندارد، جلسات هر صبح روز دوشنبه برگزار می شوند.
standardly, the team works from 9 am to 5 pm.
استاندارد، تیم از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر کار می کند.
standardly, we follow a strict code of conduct.
استاندارد، ما یک قانون رفتار سختگیرانه را دنبال می کنیم.
standardly, the application process takes about a month.
استاندارد، فرآیند درخواست حدود یک ماه طول می کشد.
standardly, feedback is collected at the end of each project.
استاندارد، بازخورد در پایان هر پروژه جمع آوری می شود.
standardly accepted
استاندارد پذیرفته شده
standardly applied
استاندارد اعمال شده
standardly defined
استاندارد تعریف شده
standardly measured
استاندارد اندازه گیری شده
standardly used
استاندارد استفاده شده
standardly regulated
استاندارد تنظیم شده
standardly implemented
استاندارد اجرا شده
standardly recognized
استاندارد به رسمیت شناخته شده
standardly practiced
استاندارد انجام شده
standardly formatted
استاندارد قالب بندی شده
standardly, we expect all reports to be submitted by friday.
استاندارد، انتظار داریم تمام گزارشها تا روز جمعه ارسال شوند.
the software is standardly updated every month.
نرم افزار به طور استاندارد هر ماه به روز می شود.
standardly, employees are required to attend the training sessions.
استاندارد، از کارمندان انتظار می رود در جلسات آموزشی شرکت کنند.
standardly, the procedure takes about two weeks to complete.
استاندارد، این روش حدود دو هفته طول می کشد تا تکمیل شود.
we standardly provide a warranty with all our products.
ما به طور استاندارد گارانتی را با تمام محصولات خود ارائه می دهیم.
standardly, meetings are held every monday morning.
استاندارد، جلسات هر صبح روز دوشنبه برگزار می شوند.
standardly, the team works from 9 am to 5 pm.
استاندارد، تیم از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر کار می کند.
standardly, we follow a strict code of conduct.
استاندارد، ما یک قانون رفتار سختگیرانه را دنبال می کنیم.
standardly, the application process takes about a month.
استاندارد، فرآیند درخواست حدود یک ماه طول می کشد.
standardly, feedback is collected at the end of each project.
استاندارد، بازخورد در پایان هر پروژه جمع آوری می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید