stereotypically

[ایالات متحده]/ˌsteriəˈtɪpɪkli/
[بریتانیا]/ˌsteriəˈtɪpɪkli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که شامل یا مرتبط با ایده‌ها و تصاویر ثابت و بیش از حد ساده‌شده از یک نوع خاص از شخص یا چیز است.

عبارات و ترکیب‌ها

stereotypically, blondes

به طور کلی، بلوندها

stereotypically masculine

به طور کلی مردانه

stereotypically italian

به طور کلی ایتالیایی

stereotypically british

به طور کلی انگلیسی

stereotypically american

به طور کلی آمریکایی

stereotypically shy

به طور کلی خجول

stereotypically wealthy

به طور کلی ثروتمند

stereotypically successful

به طور کلی موفق

stereotypically elegant

به طور کلی باوقار

being stereotypically

به طور کلی بودن

جملات نمونه

he stereotypically wore a suit and tie to the casual friday event.

او به طور معمول در رویداد جمعه غیررسمی کت و شلوار و کراوات به تن می‌کرد.

the movie stereotypically portrayed the villain as a wealthy businessman.

فیلم به طور معمول شخصیت شرور را به عنوان یک تاجر ثروتمند به تصویر می‌کشید.

she stereotypically enjoyed baking and gardening, a classic hobby for her age group.

او معمولاً از پختن و باغبانی لذت می‌برد، سرگرمی کلاسیک برای گروه سنی او.

the news report stereotypically focused on the negative aspects of the situation.

گزارش خبری به طور معمول بر جنبه‌های منفی وضعیت تمرکز می‌کرد.

he stereotypically responded with a sarcastic comment when challenged.

او معمولاً با یک اظهار نظر طعنه‌آمیز به چالش پاسخ می‌داد.

the comedian stereotypically used tropes about tourists in his routine.

کمدین معمولاً از کلیشه‌های مربوط به گردشگران در برنامه خود استفاده می‌کرد.

the novel stereotypically featured a damsel in distress and a brave knight.

رمان معمولاً یک زن در خطر و یک شوالیه دلیر را به تصویر می‌کشید.

the advertisement stereotypically showed a happy family around a dinner table.

تبلیغ معمولاً یک خانواده خوشحال در کنار یک میز شام را نشان می‌داد.

the politician stereotypically promised lower taxes and more jobs.

سیاستمدان معمولاً قول کاهش مالیات و ایجاد شغل بیشتر را می‌دادند.

the film stereotypically ended with a predictable, happy resolution.

فیلم معمولاً با یک پایان‌بندی قابل پیش‌بینی و خوشحال به پایان می‌رسید.

the author stereotypically described the countryside as idyllic and peaceful.

نویسنده معمولاً از فضای روستایی به عنوان رویایی و آرام یاد می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید