stung

[ایالات متحده]/stʌŋ/
[بریتانیا]/stʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از sting

عبارات و ترکیب‌ها

stung with regret

زخم خورده با حسرت

stung by criticism

زخم خورده با انتقاد

stung with guilt

زخم خورده با احساس گناه

stung by betrayal

زخم خورده با خیانت

stung by love

زخم خورده با عشق

stung by fate

زخم خورده با سرنوشت

stung in silence

زخم خورده در سکوت

جملات نمونه

the bee stung me while i was gardening.

من در حال باغبانی بودم که زنبور من را نیش زد.

she stung him with her sharp words.

او با کلمات تندش او را نیش زد.

he was stung by a jellyfish during his swim.

او در حین شنا کردن توسط یک عروس دریایی نیش خورد.

the criticism stung her deeply.

انتقاد او را عمیقاً آزار داد.

after the incident, he felt stung by her betrayal.

پس از حادثه، او احساس کرد که از خیانت او آزرده شده است.

the news of his failure stung his pride.

خبر شکستش غرور او را آزار داد.

the sudden change in plans stung everyone.

تغییر ناگهانی برنامه ها همه را آزار داد.

she stung him with a quick reply.

او با یک پاسخ سریع او را نیش زد.

he felt stung by the harsh remarks.

او احساس کرد که از اظهارات تند آزرده شده است.

the wasp stung him on the arm.

زنبور به او روی بازو نیش زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید