sufferably

[ایالات متحده]/[ˈsʌfərəbli]/
[بریتانیا]/[ˈsʌfərəbli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که درد می‌زند؛ نامحتما؛ به اندازه‌ای که دردناک یا ناراحت‌کننده است.

عبارات و ترکیب‌ها

sufferably slow

خیلی کند

sufferably boring

خیلی ممل

sufferably awkward

خیلی ناخوشایند

sufferably long

خیلی طولانی

sufferably dull

خیلی خاموش

being sufferably

بودن خیلی

sufferably quiet

خیلی آرام

sufferably predictable

خیلی پیش بینی شدنی

sufferably repetitive

خیلی تکراری

sufferably tedious

خیلی طاقت فرسا

جملات نمونه

the movie was sufferably long and boring.

فیلم به شدت طولانی و خسته کننده بود.

the humidity was sufferably high today.

رطوبت امروز به شدت بالا بود.

his constant complaining was sufferably annoying.

شکایات او به شدت ناراحت کننده بود.

the wait in line was sufferably slow.

تاخیر در صف به شدت کند بود.

the traffic noise was sufferably loud.

صوت ترافیک به شدت زیاد بود.

the task proved sufferably difficult to complete.

این کار به شدت دشوار بود تا به پایان برسد.

the situation became sufferably tense.

وضعیت به شدت تنش‌زا شد.

the heat was sufferably intense in the afternoon.

گرما در بعدازظهر به شدت شدید بود.

the presentation was sufferably dull and repetitive.

ارائه به شدت خشک و تکراری بود.

the customer service was sufferably unhelpful.

خدمات مشتری به شدت بی‌کمک بود.

the experience was sufferably unpleasant overall.

این تجربه به طور کلی به شدت نامطلوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید