sycophants abound
مملکت پر از چاپلوسان است
surrounded by sycophants
در میان چاپلوسان احاطه شده ام
sycophants everywhere
چاپلوسان در همه جا وجود دارند
foolish sycophants
چاپلوسان احمق
sycophants in power
چاپلوسان در قدرت
expose sycophants
چاپلوسان را افشا کنید
sycophants and flatterers
چاپلوسان و چاپلوسان
banish sycophants
چاپلوسان را تبعید کنید
deal with sycophants
با چاپلوسان برخورد کنید
sycophants in disguise
چاپلوسان در نقش های مختلف
he surrounded himself with sycophants to boost his ego.
او خود را با چاپلوسان احاطه کرد تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهد.
many leaders are often accompanied by sycophants.
بسیاری از رهبران اغلب با چاپلوسان همراه هستند.
sycophants will say anything to gain favor.
چاپلوسان برای جلب توجه هر چیزی خواهند گفت.
she quickly learned to identify the sycophants in her office.
او به سرعت یاد گرفت که چاپلوسان را در دفتر کار خود شناسایی کند.
sycophants can create a toxic work environment.
چاپلوسان میتوانند یک محیط کار سمی ایجاد کنند.
he dismissed the sycophants and sought honest feedback.
او چاپلوسان را کنار گذاشت و به دنبال بازخورد صادقانه بود.
in politics, sycophants often thrive.
در سیاست، چاپلوسان اغلب پیشرفت میکنند.
she was tired of the sycophants constantly praising her.
او از چاپلوسانی که دائماً از او تعریف میکردند خسته شده بود.
his circle was filled with sycophants who only cared about his wealth.
گروه او پر از چاپلوسانی بود که فقط به ثروت او اهمیت میدادند.
true friends are not sycophants; they offer genuine support.
دوستان واقعی چاپلوس نیستند؛ آنها از حمایت واقعی برخوردارند.
sycophants abound
مملکت پر از چاپلوسان است
surrounded by sycophants
در میان چاپلوسان احاطه شده ام
sycophants everywhere
چاپلوسان در همه جا وجود دارند
foolish sycophants
چاپلوسان احمق
sycophants in power
چاپلوسان در قدرت
expose sycophants
چاپلوسان را افشا کنید
sycophants and flatterers
چاپلوسان و چاپلوسان
banish sycophants
چاپلوسان را تبعید کنید
deal with sycophants
با چاپلوسان برخورد کنید
sycophants in disguise
چاپلوسان در نقش های مختلف
he surrounded himself with sycophants to boost his ego.
او خود را با چاپلوسان احاطه کرد تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهد.
many leaders are often accompanied by sycophants.
بسیاری از رهبران اغلب با چاپلوسان همراه هستند.
sycophants will say anything to gain favor.
چاپلوسان برای جلب توجه هر چیزی خواهند گفت.
she quickly learned to identify the sycophants in her office.
او به سرعت یاد گرفت که چاپلوسان را در دفتر کار خود شناسایی کند.
sycophants can create a toxic work environment.
چاپلوسان میتوانند یک محیط کار سمی ایجاد کنند.
he dismissed the sycophants and sought honest feedback.
او چاپلوسان را کنار گذاشت و به دنبال بازخورد صادقانه بود.
in politics, sycophants often thrive.
در سیاست، چاپلوسان اغلب پیشرفت میکنند.
she was tired of the sycophants constantly praising her.
او از چاپلوسانی که دائماً از او تعریف میکردند خسته شده بود.
his circle was filled with sycophants who only cared about his wealth.
گروه او پر از چاپلوسانی بود که فقط به ثروت او اهمیت میدادند.
true friends are not sycophants; they offer genuine support.
دوستان واقعی چاپلوس نیستند؛ آنها از حمایت واقعی برخوردارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید