tell me
به من بگو
can tell
میتوانیم بگوییم
tell me about
در مورد آن به من بگو
tell me why
چرا به من بگو
tell all
همه را به من بگو
tell the world
به دنیا بگو
tell about
در مورد آن بگو
tell from
از ... بگو
tell lies
چاخانه بگو
tell a lie
گفتن دروغ
tell of
در مورد ... بگو
tell on
خبر بده
tell jokes
شوخی بگو
show and tell
نمایش و گفتن
tell tales
داستان بگو
william tell
ویلیام تل
tell the truth; tell one's love.
حقیقت را بگو؛ عشق خود را بیان کن.
tell a secret; tell fortunes.
یک راز را فاش کن؛ فال بین.
tell sb. about sth.
به کسی در مورد چیزی بگو.
tell sb. straight out
به طور مستقیم به کسی بگو.
It's a sin to tell lies.
گفتن دروغ گناه است.
Tell him to wait.
به او بگو منتظر بماند.
I will tell the result by telegraph.
من نتیجه را از طریق تلگراف به شما خواهم گفت.
I was afraid to tell anyone.
من میترسیدم به کسی بگویم.
she was in a mood to tell jokes.
او در حال و هوای تعریف کردن لطیفه بود.
Tell me the instant they arrive.
به من بگویید دقیقاً چه زمانی میرسند.
tell him to go away.
به او بگو برود.
Tell her to begone.
به او بگو برود.
We must tell him.
ما باید به او بگوییم.
Tell him to come forthwith.
به او بگو فوراً بیاید.
tell me
به من بگو
can tell
میتوانیم بگوییم
tell me about
در مورد آن به من بگو
tell me why
چرا به من بگو
tell all
همه را به من بگو
tell the world
به دنیا بگو
tell about
در مورد آن بگو
tell from
از ... بگو
tell lies
چاخانه بگو
tell a lie
گفتن دروغ
tell of
در مورد ... بگو
tell on
خبر بده
tell jokes
شوخی بگو
show and tell
نمایش و گفتن
tell tales
داستان بگو
william tell
ویلیام تل
tell the truth; tell one's love.
حقیقت را بگو؛ عشق خود را بیان کن.
tell a secret; tell fortunes.
یک راز را فاش کن؛ فال بین.
tell sb. about sth.
به کسی در مورد چیزی بگو.
tell sb. straight out
به طور مستقیم به کسی بگو.
It's a sin to tell lies.
گفتن دروغ گناه است.
Tell him to wait.
به او بگو منتظر بماند.
I will tell the result by telegraph.
من نتیجه را از طریق تلگراف به شما خواهم گفت.
I was afraid to tell anyone.
من میترسیدم به کسی بگویم.
she was in a mood to tell jokes.
او در حال و هوای تعریف کردن لطیفه بود.
Tell me the instant they arrive.
به من بگویید دقیقاً چه زمانی میرسند.
tell him to go away.
به او بگو برود.
Tell her to begone.
به او بگو برود.
We must tell him.
ما باید به او بگوییم.
Tell him to come forthwith.
به او بگو فوراً بیاید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید