thwarts

[ایالات متحده]/θwɔːts/
[بریتانیا]/θwɔrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جلوگیری از وقوع؛ باعث ناموفق بودن؛ شکست می‌دهد؛ عبور می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

thwarts the plan

مانع برنامه ریزی می‌شود

thwarts their efforts

مانع تلاش‌های آن‌ها می‌شود

thwarts his ambitions

مانع جاه‌طلبی‌های او می‌شود

thwarts the attack

مانع حمله می‌شود

thwarts the scheme

مانع طرح می‌شود

thwarts their plans

مانع برنامه‌های آن‌ها می‌شود

thwarts the efforts

مانع تلاش‌ها می‌شود

thwarts his plans

مانع برنامه‌های او می‌شود

thwarts any attempt

مانع هرگونه تلاشی می‌شود

thwarts the progress

مانع پیشرفت می‌شود

جملات نمونه

the sudden rain thwarted our picnic plans.

باران ناگهانی برنامه‌های پیک‌نیک ما را مختل کرد.

his actions thwart the team's progress.

اقدامات او باعث اختلال در پیشرفت تیم شد.

she thwarted his attempts to win her over.

او تلاش‌های او برای به دست آوردن او را خنثی کرد.

the security measures thwart potential threats.

اقدامات امنیتی تهدیدات احتمالی را خنثی می‌کند.

they thwarted the plan to build a new highway.

آنها طرح ساخت بزرگراه جدید را خنثی کردند.

his lack of experience thwarted his chances of promotion.

کمبود تجربه او شانس او برای ارتقا را از بین برد.

the unexpected obstacles thwarted their efforts.

مشکلات غیرمنتظره تلاش‌های آن‌ها را مختل کرد.

new regulations thwarted the company's expansion plans.

قوانین جدید برنامه‌های توسعه شرکت را مختل کرد.

she thwarted the thief's escape with quick thinking.

او با تفکر سریع فرار دزد را خنثی کرد.

the storm thwarted our travel arrangements.

طوفان برنامه‌های سفر ما را مختل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید