thwarts the plan
مانع برنامه ریزی میشود
thwarts their efforts
مانع تلاشهای آنها میشود
thwarts his ambitions
مانع جاهطلبیهای او میشود
thwarts the attack
مانع حمله میشود
thwarts the scheme
مانع طرح میشود
thwarts their plans
مانع برنامههای آنها میشود
thwarts the efforts
مانع تلاشها میشود
thwarts his plans
مانع برنامههای او میشود
thwarts any attempt
مانع هرگونه تلاشی میشود
thwarts the progress
مانع پیشرفت میشود
the sudden rain thwarted our picnic plans.
باران ناگهانی برنامههای پیکنیک ما را مختل کرد.
his actions thwart the team's progress.
اقدامات او باعث اختلال در پیشرفت تیم شد.
she thwarted his attempts to win her over.
او تلاشهای او برای به دست آوردن او را خنثی کرد.
the security measures thwart potential threats.
اقدامات امنیتی تهدیدات احتمالی را خنثی میکند.
they thwarted the plan to build a new highway.
آنها طرح ساخت بزرگراه جدید را خنثی کردند.
his lack of experience thwarted his chances of promotion.
کمبود تجربه او شانس او برای ارتقا را از بین برد.
the unexpected obstacles thwarted their efforts.
مشکلات غیرمنتظره تلاشهای آنها را مختل کرد.
new regulations thwarted the company's expansion plans.
قوانین جدید برنامههای توسعه شرکت را مختل کرد.
she thwarted the thief's escape with quick thinking.
او با تفکر سریع فرار دزد را خنثی کرد.
the storm thwarted our travel arrangements.
طوفان برنامههای سفر ما را مختل کرد.
thwarts the plan
مانع برنامه ریزی میشود
thwarts their efforts
مانع تلاشهای آنها میشود
thwarts his ambitions
مانع جاهطلبیهای او میشود
thwarts the attack
مانع حمله میشود
thwarts the scheme
مانع طرح میشود
thwarts their plans
مانع برنامههای آنها میشود
thwarts the efforts
مانع تلاشها میشود
thwarts his plans
مانع برنامههای او میشود
thwarts any attempt
مانع هرگونه تلاشی میشود
thwarts the progress
مانع پیشرفت میشود
the sudden rain thwarted our picnic plans.
باران ناگهانی برنامههای پیکنیک ما را مختل کرد.
his actions thwart the team's progress.
اقدامات او باعث اختلال در پیشرفت تیم شد.
she thwarted his attempts to win her over.
او تلاشهای او برای به دست آوردن او را خنثی کرد.
the security measures thwart potential threats.
اقدامات امنیتی تهدیدات احتمالی را خنثی میکند.
they thwarted the plan to build a new highway.
آنها طرح ساخت بزرگراه جدید را خنثی کردند.
his lack of experience thwarted his chances of promotion.
کمبود تجربه او شانس او برای ارتقا را از بین برد.
the unexpected obstacles thwarted their efforts.
مشکلات غیرمنتظره تلاشهای آنها را مختل کرد.
new regulations thwarted the company's expansion plans.
قوانین جدید برنامههای توسعه شرکت را مختل کرد.
she thwarted the thief's escape with quick thinking.
او با تفکر سریع فرار دزد را خنثی کرد.
the storm thwarted our travel arrangements.
طوفان برنامههای سفر ما را مختل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید