toppler

[ایالات متحده]/ˈtɒplə(r)/
[بریتانیا]/ˈtɑːplər/

ترجمه

v. باعث افت چیزی از حالت ثبات یا قدرت خود شدن؛ باعث سقوط یا سبب سقوط چیزی زیر وزن خود شدن
n. شخص یا چیزی که باعث افت یا سقوط دیگری می‌شود، به ویژه از حالت قدرت یا ثبات خود

عبارات و ترکیب‌ها

regime toppler

تغییر دهنده رژیم

dictator toppler

تغییر دهنده دیکتاتور

throne toppler

تغییر دهنده تخت

empire toppler

تغییر دهنده امپراتوری

power toppler

تغییر دهنده قدرت

king toppler

تغییر دهنده پادشاه

the toppler

تغییر دهنده

toppler's legacy

میراث تغییر دهنده

regime topplers

تغییر دهندگان رژیم

جملات نمونه

the unexpected election results toppled the incumbent government.

نتایج غیرمنتظره انتخابات دولت جاری را به سقوط براندازد.

one miscalculation toppled the entire empire.

یک خطای محاسباتی تمام امپراتوری را به سقوط براندازد.

the scandal proved to be the final toppler of the ceo's career.

این اسکاندال ثابت شد که آخرین عامل سقوط کاریِر مدیرعامل را می‌کند.

economic collapse became the great toppler of dictators throughout history.

سقوط اقتصادی به عنوان عامل بزرگ سقوط دیکتاتوران در طول تاریخ شد.

social media has been a powerful toppler of traditional political structures.

شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک عامل قدرتمند سقوط ساختارهای سیاسی سنتی بوده‌اند.

the underdog team's victory toppled the defending champions.

پیروزی تیم دفاعی به سقوط قهرمانان دفاعی منجر شد.

corruption allegations served as the toppler of the minister's reputation.

توصیف‌های فساد به عنوان عامل سقوط شهرت وزیر بود.

technological innovation toppled industry giants that refused to adapt.

نوآوری‌های فناوری شرکت‌های بزرگ صنعت را که از تطبیق کردن امتناع کردند، به سقوط براندازد.

the sudden stock market crash toppled many wealthy investors.

سقوط ناگهانی بازار سهام بسیاری از سرمایه‌گذاران ثروتمند را به سقوط براندازد.

historical topplers often share common characteristics of systemic weakness.

عاملان سقوط تاریخی اغلب ویژگی‌های مشترک ضعف سیستمی دارند.

the documentary explores what toppled the once-mighty civilization.

این فیلم مستند به دنبال کشف عواملی است که تمدید قدرتمند گذشته را به سقوط براندازد.

public protests became the catalyst that toppled the authoritarian regime.

تجمعات عمومی به عنوان عامل اصلی سقوط رژیم دiktاتوری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید