toughens the mind
تقویت ذهن
toughens the body
تقویت بدن
toughens the spirit
تقویت روح
toughens up quickly
به سرعت تقویت می شود
toughens through experience
از طریق تجربه تقویت می شود
toughens with time
با گذشت زمان تقویت می شود
toughens under pressure
تحت فشار تقویت می شود
toughens one's resolve
اراده را تقویت می کند
toughens the competition
رقابت را تقویت می کند
toughens the skin
پوست را تقویت می کند
the training program toughens athletes for competition.
برنامه آموزشی، ورزشکاران را برای رقابت آماده میکند.
regular exercise toughens your muscles over time.
ورزش منظم عضلات شما را در طول زمان قوی میکند.
the harsh winter toughens the trees in the forest.
زمستان سخت درختان را در جنگل قوی میکند.
experience toughens you for future challenges.
تجربه شما را برای چالشهای آینده قوی میکند.
life's difficulties toughen one's character.
مشکلات زندگی، شخصیت یک فرد را قوی میکند.
training toughens the soldiers for battle.
آموزش سربازان را برای نبرد قوی میکند.
she believes that toughening her mind is essential for success.
او معتقد است که قوی کردن ذهن برای موفقیت ضروری است.
his experiences toughen him for the challenges ahead.
تجربیات او را برای چالشهای پیش رو آماده میکند.
education toughens students to face real-world problems.
آموزش دانشجویان را برای مقابله با مشکلات دنیای واقعی قوی میکند.
the coach toughens the team through rigorous training.
مربی تیم را از طریق تمرینات سخت و طاقتفرسا قوی میکند.
toughens the mind
تقویت ذهن
toughens the body
تقویت بدن
toughens the spirit
تقویت روح
toughens up quickly
به سرعت تقویت می شود
toughens through experience
از طریق تجربه تقویت می شود
toughens with time
با گذشت زمان تقویت می شود
toughens under pressure
تحت فشار تقویت می شود
toughens one's resolve
اراده را تقویت می کند
toughens the competition
رقابت را تقویت می کند
toughens the skin
پوست را تقویت می کند
the training program toughens athletes for competition.
برنامه آموزشی، ورزشکاران را برای رقابت آماده میکند.
regular exercise toughens your muscles over time.
ورزش منظم عضلات شما را در طول زمان قوی میکند.
the harsh winter toughens the trees in the forest.
زمستان سخت درختان را در جنگل قوی میکند.
experience toughens you for future challenges.
تجربه شما را برای چالشهای آینده قوی میکند.
life's difficulties toughen one's character.
مشکلات زندگی، شخصیت یک فرد را قوی میکند.
training toughens the soldiers for battle.
آموزش سربازان را برای نبرد قوی میکند.
she believes that toughening her mind is essential for success.
او معتقد است که قوی کردن ذهن برای موفقیت ضروری است.
his experiences toughen him for the challenges ahead.
تجربیات او را برای چالشهای پیش رو آماده میکند.
education toughens students to face real-world problems.
آموزش دانشجویان را برای مقابله با مشکلات دنیای واقعی قوی میکند.
the coach toughens the team through rigorous training.
مربی تیم را از طریق تمرینات سخت و طاقتفرسا قوی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید