trespasses

[ایالات متحده]/ˈtrɛspəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtrɛspəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخلف؛ ورود غیرقانونی

عبارات و ترکیب‌ها

trespasses against

نقض کردن

trespasses on

ورود غیرمجاز به

trespasses law

نقض قانون

trespasses property

ورود غیرمجاز به ملک

trespasses rights

نقض حقوق

trespasses boundaries

نقض حدود

trespasses rules

نقض قوانین

trespasses limits

نقض محدودیت‌ها

trespasses laws

نقض قوانین

trespasses guidelines

نقض دستورالعمل‌ها

جملات نمونه

he trespasses on private property without permission.

او بدون اجازه وارد ملک خصوصی می‌شود.

she was warned not to trespass in the restricted area.

به او هشدار داده شد که در منطقه ممنوعه وارد نشود.

trespasses can lead to legal consequences.

ورود غیرمجاز می‌تواند منجر به عواقب قانونی شود.

the sign clearly states that trespassing is prohibited.

تابلو به وضوح بیان می‌کند که ورود غیرمجاز ممنوع است.

he realized he had trespassed on someone else's land.

او متوجه شد که وارد ملک شخص دیگری شده است.

many people unknowingly trespass while hiking.

بسیاری از افراد ناخواسته در حین پیاده‌روی وارد می‌شوند.

the property owner filed a complaint about the trespasses.

صاحب ملک در مورد ورودهای غیرمجاز شکایت کرد.

it is important to respect boundaries and avoid trespasses.

رعایت حدود و اجتناب از ورودهای غیرمجاز مهم است.

he was charged with trespassing after entering the building.

پس از ورود به ساختمان، به اتهام ورود غیرمجاز با او اتهام وارد کردند.

they had to install a fence to prevent trespasses.

آنها مجبور شدند نرده‌ای نصب کنند تا از ورودهای غیرمجاز جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید