twirligig dance
چرخش چرخ دوچرخه
spinning twirligig
چرخ چرخشی چرخ دوچرخه
make a twirligig
ساختن چرخ دوچرخه
twirligig toy
چرخ دوچرخه بازی
child's twirligig
چرخ دوچرخه کودک
twirligig fair
چرخ دوچرخه بازار
watching twirligigs
نگاه کردن به چرخ دوچرخه
old twirligig
چرخ دوچرخه قدیمی
bright twirligig
چرخ دوچرخه روشن
twirligig music
موسیقی چرخ دوچرخه
the children loved watching the colorful twirligig spin in the park.
کودکان دوست داشتند که به چرخش چرخ رنگی تورلیگی در پارک نگاه کنند.
she bought a whimsical twirligig for her niece's birthday.
او یک تورلیگی خیالانگیز برای تولد خالهاش خرید.
the antique shop had a fascinating collection of old twirligigs.
مغازه باستانی دارای مجموعهای جذاب از تورلیگیهای قدیمی بود.
he designed a new twirligig with lights and music.
او یک تورلیگی جدید با نور و موسیقی طراحی کرد.
the fairground was filled with the sounds of twirligigs and laughter.
میدان نمایش با صدای تورلیگیها و خنده پر شده بود.
the little girl couldn't resist trying out the twirligig.
خانم کوچک نتوانست مقاومت کند و تورلیگی را امتحان کند.
he carefully wound the key to start the twirligig's motion.
او با دقت کلید را بچرخاند تا حرکت تورلیگی شروع شود.
the twirligig's intricate design captivated the audience.
طراحی پیچیده تورلیگی مخاطبین را جذب کرد.
they spent the afternoon playing with a vintage twirligig.
آنها بعدازظهر را با یک تورلیگی قدیمی بازی کردند.
the twirligig added a touch of nostalgia to the event.
تورلیگی یک نگاهی به گذشته به رویداد افزود.
she remembered playing with a similar twirligig as a child.
او به یاد میآورد که چطور با یک تورلیگی مشابه در کودکی بازی میکرد.
twirligig dance
چرخش چرخ دوچرخه
spinning twirligig
چرخ چرخشی چرخ دوچرخه
make a twirligig
ساختن چرخ دوچرخه
twirligig toy
چرخ دوچرخه بازی
child's twirligig
چرخ دوچرخه کودک
twirligig fair
چرخ دوچرخه بازار
watching twirligigs
نگاه کردن به چرخ دوچرخه
old twirligig
چرخ دوچرخه قدیمی
bright twirligig
چرخ دوچرخه روشن
twirligig music
موسیقی چرخ دوچرخه
the children loved watching the colorful twirligig spin in the park.
کودکان دوست داشتند که به چرخش چرخ رنگی تورلیگی در پارک نگاه کنند.
she bought a whimsical twirligig for her niece's birthday.
او یک تورلیگی خیالانگیز برای تولد خالهاش خرید.
the antique shop had a fascinating collection of old twirligigs.
مغازه باستانی دارای مجموعهای جذاب از تورلیگیهای قدیمی بود.
he designed a new twirligig with lights and music.
او یک تورلیگی جدید با نور و موسیقی طراحی کرد.
the fairground was filled with the sounds of twirligigs and laughter.
میدان نمایش با صدای تورلیگیها و خنده پر شده بود.
the little girl couldn't resist trying out the twirligig.
خانم کوچک نتوانست مقاومت کند و تورلیگی را امتحان کند.
he carefully wound the key to start the twirligig's motion.
او با دقت کلید را بچرخاند تا حرکت تورلیگی شروع شود.
the twirligig's intricate design captivated the audience.
طراحی پیچیده تورلیگی مخاطبین را جذب کرد.
they spent the afternoon playing with a vintage twirligig.
آنها بعدازظهر را با یک تورلیگی قدیمی بازی کردند.
the twirligig added a touch of nostalgia to the event.
تورلیگی یک نگاهی به گذشته به رویداد افزود.
she remembered playing with a similar twirligig as a child.
او به یاد میآورد که چطور با یک تورلیگی مشابه در کودکی بازی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید