umbrageous

[ایالات متحده]/ʌmˈbreɪdʒəs/
[بریتانیا]/ʌmˈbreɪdʒəs/

ترجمه

adj. سایه دار; پر از سایه

عبارات و ترکیب‌ها

umbrageous tree

درخت سایه‌دار

umbrageous character

شخصیت سایه‌دار

umbrageous mood

حالت سایه‌دار

umbrageous nature

طبیعت سایه‌دار

umbrageous landscape

منظره سایه‌دار

umbrageous corner

گوشه سایه‌دار

umbrageous thoughts

افکار سایه‌دار

umbrageous atmosphere

فضای سایه‌دار

umbrageous demeanor

رفتار سایه‌دار

umbrageous feelings

احساسات سایه‌دار

جملات نمونه

the umbrageous trees provided a perfect spot for a picnic.

درختان سایه‌دار مکانی عالی برای پیک‌نیک فراهم کردند.

she found an umbrageous corner in the garden to read her book.

او گوشه‌ای سایه‌دار در باغ پیدا کرد تا کتابش را بخواند.

the umbrageous path was a relief from the summer heat.

مسیر سایه‌دار از گرمای تابستان رهایی بخش بود.

his umbrageous personality often caused misunderstandings.

شخصیت سایه‌دار او اغلب باعث سوء تفاهم می‌شد.

they enjoyed walking under the umbrageous canopy of leaves.

آنها از قدم زدن زیر سقف سایه‌دار برگ‌ها لذت بردند.

the umbrageous landscape was a favorite for artists.

منظره سایه‌دار مورد علاقه هنرمندان بود.

in the umbrageous nook, they shared stories and laughter.

در گوشه سایه‌دار، آنها داستان‌ها و خنده‌ها را با هم به اشتراک گذاشتند.

the umbrageous atmosphere made the place feel cozy.

فضای سایه‌دار باعث شد مکان احساس راحتی کند.

we sought refuge in the umbrageous grove during the rain.

ما در طول باران در گروت سایه‌دار پناه گرفتیم.

his umbrageous remarks left everyone feeling uneasy.

اظهارات سایه‌دار او باعث شد همه احساس ناراحتی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید