uncanniness

[ایالات متحده]/ʌnˈkænɪnəs/
[بریتانیا]/ʌnˈkænɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت عجیب یا مرموز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

uncanniness factor

عامل ناهمتا بودن

uncanniness effect

اثر ناهمتا بودن

sense of uncanniness

حس ناهمتا بودن

uncanniness threshold

آستانه ناهمتا بودن

uncanniness response

واکنش ناهمتا بودن

uncanniness in art

ناهمتا بودن در هنر

uncanniness phenomenon

پدیده ناهمتا بودن

uncanniness of reality

ناهمتا بودن واقعیت

exploring uncanniness

بررسی ناهمتا بودن

uncanniness in literature

ناهمتا بودن در ادبیات

جملات نمونه

there was an uncanniness in the way she predicted the future.

در نحوه پیش‌بینی آینده او، نوعی عجیب‌بودگی وجود داشت.

the uncanniness of the situation left everyone speechless.

عجیب‌بودگی وضعیت باعث شد همه بی‌حرف شوند.

there’s an uncanniness about the old house that makes it feel haunted.

یک نوع عجیب‌بودگی در مورد آن خانه قدیمی وجود دارد که باعث می‌شود حس شود که تسخیر شده است.

she felt a sense of uncanniness when she entered the abandoned building.

وقتی وارد ساختمان متروکه شد، احساس عجیب‌بودگی کرد.

the uncanniness of the artwork drew many visitors.

عجیب‌بودگی اثر هنری بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب کرد.

his uncanniness in solving puzzles amazed everyone.

مهارت عجیب او در حل معماها همه را شگفت‌زده کرد.

there was an uncanniness in the air that night.

در آن شب، نوعی عجیب‌بودگی در هوا وجود داشت.

she spoke with an uncanniness that made people uneasy.

او با نوعی عجیب‌بودگی صحبت می‌کرد که باعث ناراحتی مردم می‌شد.

the uncanniness of the film kept the audience on the edge of their seats.

عجیب‌بودگی فیلم باعث شد تماشاگران در لبه صندلی‌های خود بنشینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید