uncloven

[ایالات متحده]/[ʌnˈklɒvən]/
[بریتانیا]/[ʌnˈklɑːvən]/

ترجمه

adv. ناشکافته؛ یکپارچه.
adj. ناشکافته یا یکپارچه؛ ناتouched؛ نات傷یده.

عبارات و ترکیب‌ها

uncloven hoof

پا ناخن‌دار

stayed uncloven

ناخن‌دار ماند

uncloven state

حالت ناخن‌دار

an uncloven form

یک شکل ناخن‌دار

uncloven body

بدن ناخن‌دار

being uncloven

بودن ناخن‌دار

uncloven appearance

نما ناخن‌دار

uncloven whole

کل ناخن‌دار

uncloven mass

جِرم ناخن‌دار

uncloven unity

یکپارچگی ناخن‌دار

جملات نمونه

the path was uncloven, leading directly to the ancient ruins.

راه ناگسیخته بود و مستقیم به باقی‌مانده‌های باستانی منجر می‌شد.

his reputation remained uncloven by scandal or controversy.

این که ناموس او توسط اخبار بد یا منازعات ناگسیخته مانده بود.

the forest floor was largely uncloven by the recent storms.

زیر بادگان‌های اخیر، زمین جنگل به طور گسترده‌ای ناگسیخته مانده بود.

the land was uncloven and perfect for farming.

زمین ناگسیخته بود و برای کشاورزی کاملاً مناسب بود.

the field was uncloven, stretching as far as the eye could see.

میدان ناگسیخته بود و به اندازه‌ای گسترده بود که چشم می‌توانست به دوردست برسد.

the lake lay before them, uncloven and serene.

در این جهت، دریاچه ناگسیخته و آرام قرار داشت.

the desert was uncloven, a vast expanse of sand.

desserts ناگسیخته بود، یک گستردگی بزرگی از شن.

the ice sheet was uncloven, reflecting the pale sunlight.

لایه یخ ناگسیخته بود و نور خورشید خاکستری را منعکس می‌کرد.

the valley was uncloven, providing a natural passage.

دره ناگسیخته بود و یک مسیر طبیعی فراهم می‌کرد.

the plain was uncloven, ideal for military maneuvers.

دشت ناگسیخته بود و برای حرکات نظامی ایده‌ال بود.

the river flowed through the uncloven landscape.

رودخانه از طریق منظره ناگسیخته جریان می‌یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید