unclutters the space
فضای را تمیز می کند
unclutters quickly
سريع تمیز می کند
unclutters everything
همه چیز را تمیز می کند
a good decluttering session really unclutters your mind.
جلسهای خوب از دست دادن چیزهای ناکارآمد واقعاً ذهن شما را آزاد میکند.
the new organizational system unclutters the office space.
سیستم سازماندهی جدید فضای دفتر را آزاد میکند.
regularly decluttering your inbox unclutters your digital life.
به طور منظم دست دادن چیزهای ناکارآمد در صندوق ورودی، زندگی دیجیتالی شما را آزاد میکند.
removing unnecessary items unclutters the garage significantly.
حذف چیزهای غیرضروری فضای گاراژ را به طور محسوسی آزاد میکند.
a minimalist approach often unclutters living spaces.
رویکرد مینیمالیست معمولاً فضاهای زندگی را آزاد میکند.
digitizing documents unclutters your physical filing system.
تبدیل مستندات به فرمت دیجیتالی سیستم فایلهای فیزیکی شما را آزاد میکند.
donating unwanted clothes unclutters your closet and helps others.
هدیه دادن لباسهای ناکارآمد فضای راهرو را آزاد میکند و دیگران را کمک میکند.
a well-organized kitchen unclutters meal preparation.
آشپزخانهای خوب سازماندهی شده آمادهسازی غذا را آزاد میکند.
deleting old files regularly unclutters your hard drive.
حذف فایلهای قدیمی به طور منظم دیسک سخت شما را آزاد میکند.
the new software unclutters the workflow process.
نرمافزار جدید فرایند کار را آزاد میکند.
throwing away expired food unclutters the refrigerator.
ریختن غذاهای منقضی شده فریزر را آزاد میکند.
unclutters the space
فضای را تمیز می کند
unclutters quickly
سريع تمیز می کند
unclutters everything
همه چیز را تمیز می کند
a good decluttering session really unclutters your mind.
جلسهای خوب از دست دادن چیزهای ناکارآمد واقعاً ذهن شما را آزاد میکند.
the new organizational system unclutters the office space.
سیستم سازماندهی جدید فضای دفتر را آزاد میکند.
regularly decluttering your inbox unclutters your digital life.
به طور منظم دست دادن چیزهای ناکارآمد در صندوق ورودی، زندگی دیجیتالی شما را آزاد میکند.
removing unnecessary items unclutters the garage significantly.
حذف چیزهای غیرضروری فضای گاراژ را به طور محسوسی آزاد میکند.
a minimalist approach often unclutters living spaces.
رویکرد مینیمالیست معمولاً فضاهای زندگی را آزاد میکند.
digitizing documents unclutters your physical filing system.
تبدیل مستندات به فرمت دیجیتالی سیستم فایلهای فیزیکی شما را آزاد میکند.
donating unwanted clothes unclutters your closet and helps others.
هدیه دادن لباسهای ناکارآمد فضای راهرو را آزاد میکند و دیگران را کمک میکند.
a well-organized kitchen unclutters meal preparation.
آشپزخانهای خوب سازماندهی شده آمادهسازی غذا را آزاد میکند.
deleting old files regularly unclutters your hard drive.
حذف فایلهای قدیمی به طور منظم دیسک سخت شما را آزاد میکند.
the new software unclutters the workflow process.
نرمافزار جدید فرایند کار را آزاد میکند.
throwing away expired food unclutters the refrigerator.
ریختن غذاهای منقضی شده فریزر را آزاد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید