responded with unenthusiasm
با عدم انگیزه پاسخ داد
listened with unenthusiasm
با عدم انگیزه گوش داد
watched with unenthusiasm
با عدم انگیزه نظاره کرد
showed unenthusiasm
عدم انگیزه را نشان داد
expressed unenthusiasm
عدم انگیزه را بیان کرد
met with unenthusiasm
با عدم انگیزه مواجه شد
masked his unenthusiasm
عدم انگیزهاش را پنهان کرد
concealed her unenthusiasm
عدم انگیزهاش را پوشاند
with obvious unenthusiasm
با عدم انگیزه واضح
much unenthusiasm
بیانگیزگی زیاد
the proposal was met with clear unenthusiasm from the board members.
پیشنهاد با عدم انگیزه واضحی از سوی اعضای هیئت مدیره مواجه شد.
she spoke about the new policy with noticeable unenthusiasm.
او درباره سیاست جدید با عدم انگیزه قابل توجهی صحبت کرد.
there was a general unenthusiasm among employees regarding the restructuring plan.
در میان کارکنان نسبت به برنامه بازسازی، عدم انگیزه کلی وجود داشت.
the audience responded with unenthusiasm to the lengthy presentation.
بینندهها به ارائه طولانی با عدم انگیزه پاسخ دادند.
his unenthusiasm for the project was evident in his half-hearted efforts.
عدم انگیزه او نسبت به پروژه در تلاشهای نیمهرویش او آشکار بود.
the government faced growing unenthusiasm from voters over the controversial legislation.
دولت با عدم انگیزه رو به افزایش از رای دهندگان در مورد قانونگذاری متنازعه مواجه شد.
she disguised her unenthusiasm behind a polite smile.
او عدم انگیزه خود را پشت یک لبخند لطیف پنهان کرد.
the team showed marked unenthusiasm during the brainstorming session.
تیم در جلسه ایدهیابی عدم انگیزهای قابل توجه نشان داد.
there was thinly veiled unenthusiasm in his voice when he praised the competitor's product.
وقتی او محصول رقبا را تحسین کرد، در صدای او عدم انگیزهای پوشیده شده وجود داشت.
the initial excitement gave way to unenthusiasm after the first week.
پس از هفته اول، شور اولیه به عدم انگیزه تبدیل شد.
parents expressed unenthusiasm about the proposed changes to the school curriculum.
والدین نسبت به تغییرات پیشنهادی در محتوای درسی مدرسه عدم انگیزه نشان دادند.
the committee noted the unenthusiasm with which the proposal was received.
کمیته عدم انگیزهای را که پیشنهاد دریافت کرد، یادداشت کرد.
despite the marketing campaign, consumer unenthusiasm persisted.
هر چند کمپین بازاریابی انجام شد، عدم انگیزه مصرف کنندگان ادامه یافت.
his unenthusiasm was so obvious that even the most optimistic team members noticed.
عدم انگیزه او به گونهای واضح بود که حتی عضویتهای بهترین امیدواران نیز آن را متوجه شدند.
the senator's unenthusiasm for the bill was clear from his abstention vote.
عدم انگیزه نمایندهای نسبت به این پیشنهاد از رأی ممانعتی او واضح بود.
responded with unenthusiasm
با عدم انگیزه پاسخ داد
listened with unenthusiasm
با عدم انگیزه گوش داد
watched with unenthusiasm
با عدم انگیزه نظاره کرد
showed unenthusiasm
عدم انگیزه را نشان داد
expressed unenthusiasm
عدم انگیزه را بیان کرد
met with unenthusiasm
با عدم انگیزه مواجه شد
masked his unenthusiasm
عدم انگیزهاش را پنهان کرد
concealed her unenthusiasm
عدم انگیزهاش را پوشاند
with obvious unenthusiasm
با عدم انگیزه واضح
much unenthusiasm
بیانگیزگی زیاد
the proposal was met with clear unenthusiasm from the board members.
پیشنهاد با عدم انگیزه واضحی از سوی اعضای هیئت مدیره مواجه شد.
she spoke about the new policy with noticeable unenthusiasm.
او درباره سیاست جدید با عدم انگیزه قابل توجهی صحبت کرد.
there was a general unenthusiasm among employees regarding the restructuring plan.
در میان کارکنان نسبت به برنامه بازسازی، عدم انگیزه کلی وجود داشت.
the audience responded with unenthusiasm to the lengthy presentation.
بینندهها به ارائه طولانی با عدم انگیزه پاسخ دادند.
his unenthusiasm for the project was evident in his half-hearted efforts.
عدم انگیزه او نسبت به پروژه در تلاشهای نیمهرویش او آشکار بود.
the government faced growing unenthusiasm from voters over the controversial legislation.
دولت با عدم انگیزه رو به افزایش از رای دهندگان در مورد قانونگذاری متنازعه مواجه شد.
she disguised her unenthusiasm behind a polite smile.
او عدم انگیزه خود را پشت یک لبخند لطیف پنهان کرد.
the team showed marked unenthusiasm during the brainstorming session.
تیم در جلسه ایدهیابی عدم انگیزهای قابل توجه نشان داد.
there was thinly veiled unenthusiasm in his voice when he praised the competitor's product.
وقتی او محصول رقبا را تحسین کرد، در صدای او عدم انگیزهای پوشیده شده وجود داشت.
the initial excitement gave way to unenthusiasm after the first week.
پس از هفته اول، شور اولیه به عدم انگیزه تبدیل شد.
parents expressed unenthusiasm about the proposed changes to the school curriculum.
والدین نسبت به تغییرات پیشنهادی در محتوای درسی مدرسه عدم انگیزه نشان دادند.
the committee noted the unenthusiasm with which the proposal was received.
کمیته عدم انگیزهای را که پیشنهاد دریافت کرد، یادداشت کرد.
despite the marketing campaign, consumer unenthusiasm persisted.
هر چند کمپین بازاریابی انجام شد، عدم انگیزه مصرف کنندگان ادامه یافت.
his unenthusiasm was so obvious that even the most optimistic team members noticed.
عدم انگیزه او به گونهای واضح بود که حتی عضویتهای بهترین امیدواران نیز آن را متوجه شدند.
the senator's unenthusiasm for the bill was clear from his abstention vote.
عدم انگیزه نمایندهای نسبت به این پیشنهاد از رأی ممانعتی او واضح بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید