unenticingly presented
ارائهشده بهطوری که جذاب نیست
unenticingly offered
بهطوری که جذاب نیست ارائهشده
unenticingly described
بهطوری که جذاب نیست توصیفشده
looked unenticingly
بهطوری که جذاب نیست نظرشده
sounded unenticingly
بهطوری که جذاب نیست بهگوش میرسد
unenticingly sparse
بهطوری که جذاب نیست خالیو نادر
unenticingly bland
بهطوری که جذاب نیست بی滋味
unenticingly quiet
بهطوری که جذاب نیست آرام
unenticingly arranged
بهطوری که جذاب نیست چیدهشده
unenticingly bare
بهطوری که جذاب نیست بیپوشش
the hotel lobby was decorated unenticingly with faded floral wallpaper.
lobby هتل به گونهای بیجذاب با کاغذ دیواری گلهای فاصلهدار تزیین شده بود.
the sales pitch sounded unenticingly repetitive and lacked any genuine enthusiasm.
پیشنهاد فروش به گونهای تکراری و بیجذاب به گوش میرسید و هیچ گونه اشتیاق واقعیای نداشت.
he presented the data unenticingly, failing to highlight its key implications.
او دادهها را به گونهای بیجذاب ارائه داد و نکات کلیدی آن را به درستی تاکید نکرد.
the restaurant's menu described the dish unenticingly, using overly technical terms.
منو رستوران به گونهای بیجذاب توصیف شده بود و از اصطلاحات فنی بیشکل استفاده شده بود.
the old house stood unenticingly on the hill, shrouded in overgrown vines.
خانه قدیمی به گونهای بیجذاب روی کوه قرار داشت و با گیاهان رشد کرده پوشیده شده بود.
the proposal was written unenticingly, filled with jargon and lacking a clear vision.
پیشنهاد به گونهای بیجذاب نوشته شده بود و پر از اصطلاحات و بدون دیدگاه واضحی بود.
she explained the complex theory unenticingly, losing the audience's attention.
او نظریه پیچیده را به گونهای بیجذاب توضیح داد و توجه مخاطب را از دست داد.
the article began unenticingly, with a long and convoluted introduction.
مقاله به گونهای بیجذاب شروع شد و با مقدمهای طولانی و پیچیده.
the politician spoke unenticingly about the economy, failing to inspire confidence.
سیاستمدار درباره اقتصاد به گونهای بیجذاب صحبت کرد و اعتماد را به دست نیاورد.
the landscape artist arranged the flowers unenticingly, creating a dull display.
هنرمند طراحی گیاهان را به گونهای بیجذاب تنظیم کرد و نمایشی خاموش ایجاد کرد.
the software interface was designed unenticingly, making it difficult to use.
رابط کاربری نرمافزار به گونهای بیجذاب طراحی شده بود و استفاده از آن دشوار بود.
unenticingly presented
ارائهشده بهطوری که جذاب نیست
unenticingly offered
بهطوری که جذاب نیست ارائهشده
unenticingly described
بهطوری که جذاب نیست توصیفشده
looked unenticingly
بهطوری که جذاب نیست نظرشده
sounded unenticingly
بهطوری که جذاب نیست بهگوش میرسد
unenticingly sparse
بهطوری که جذاب نیست خالیو نادر
unenticingly bland
بهطوری که جذاب نیست بی滋味
unenticingly quiet
بهطوری که جذاب نیست آرام
unenticingly arranged
بهطوری که جذاب نیست چیدهشده
unenticingly bare
بهطوری که جذاب نیست بیپوشش
the hotel lobby was decorated unenticingly with faded floral wallpaper.
lobby هتل به گونهای بیجذاب با کاغذ دیواری گلهای فاصلهدار تزیین شده بود.
the sales pitch sounded unenticingly repetitive and lacked any genuine enthusiasm.
پیشنهاد فروش به گونهای تکراری و بیجذاب به گوش میرسید و هیچ گونه اشتیاق واقعیای نداشت.
he presented the data unenticingly, failing to highlight its key implications.
او دادهها را به گونهای بیجذاب ارائه داد و نکات کلیدی آن را به درستی تاکید نکرد.
the restaurant's menu described the dish unenticingly, using overly technical terms.
منو رستوران به گونهای بیجذاب توصیف شده بود و از اصطلاحات فنی بیشکل استفاده شده بود.
the old house stood unenticingly on the hill, shrouded in overgrown vines.
خانه قدیمی به گونهای بیجذاب روی کوه قرار داشت و با گیاهان رشد کرده پوشیده شده بود.
the proposal was written unenticingly, filled with jargon and lacking a clear vision.
پیشنهاد به گونهای بیجذاب نوشته شده بود و پر از اصطلاحات و بدون دیدگاه واضحی بود.
she explained the complex theory unenticingly, losing the audience's attention.
او نظریه پیچیده را به گونهای بیجذاب توضیح داد و توجه مخاطب را از دست داد.
the article began unenticingly, with a long and convoluted introduction.
مقاله به گونهای بیجذاب شروع شد و با مقدمهای طولانی و پیچیده.
the politician spoke unenticingly about the economy, failing to inspire confidence.
سیاستمدار درباره اقتصاد به گونهای بیجذاب صحبت کرد و اعتماد را به دست نیاورد.
the landscape artist arranged the flowers unenticingly, creating a dull display.
هنرمند طراحی گیاهان را به گونهای بیجذاب تنظیم کرد و نمایشی خاموش ایجاد کرد.
the software interface was designed unenticingly, making it difficult to use.
رابط کاربری نرمافزار به گونهای بیجذاب طراحی شده بود و استفاده از آن دشوار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید