unenticingly

[ایالات متحده]/[ʌnˈentaɪsɪŋli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈentaɪsɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که جذاب نیست؛ بدون جذابیت؛ بدون جذب.

عبارات و ترکیب‌ها

unenticingly presented

ارائه‌شده به‌طوری که جذاب نیست

unenticingly offered

به‌طوری که جذاب نیست ارائه‌شده

unenticingly described

به‌طوری که جذاب نیست توصیف‌شده

looked unenticingly

به‌طوری که جذاب نیست نظرشده

sounded unenticingly

به‌طوری که جذاب نیست به‌گوش می‌رسد

unenticingly sparse

به‌طوری که جذاب نیست خالی‌و نادر

unenticingly bland

به‌طوری که جذاب نیست بی‌滋味

unenticingly quiet

به‌طوری که جذاب نیست آرام

unenticingly arranged

به‌طوری که جذاب نیست چیده‌شده

unenticingly bare

به‌طوری که جذاب نیست بی‌پوشش

جملات نمونه

the hotel lobby was decorated unenticingly with faded floral wallpaper.

lobby هتل به گونه‌ای بی‌جذاب با کاغذ دیواری گل‌های فاصله‌دار تزیین شده بود.

the sales pitch sounded unenticingly repetitive and lacked any genuine enthusiasm.

پیشنهاد فروش به گونه‌ای تکراری و بی‌جذاب به گوش می‌رسید و هیچ گونه اشتیاق واقعی‌ای نداشت.

he presented the data unenticingly, failing to highlight its key implications.

او داده‌ها را به گونه‌ای بی‌جذاب ارائه داد و نکات کلیدی آن را به درستی تاکید نکرد.

the restaurant's menu described the dish unenticingly, using overly technical terms.

منو رستوران به گونه‌ای بی‌جذاب توصیف شده بود و از اصطلاحات فنی بی‌شکل استفاده شده بود.

the old house stood unenticingly on the hill, shrouded in overgrown vines.

خانه قدیمی به گونه‌ای بی‌جذاب روی کوه قرار داشت و با گیاهان رشد کرده پوشیده شده بود.

the proposal was written unenticingly, filled with jargon and lacking a clear vision.

پیشنهاد به گونه‌ای بی‌جذاب نوشته شده بود و پر از اصطلاحات و بدون دیدگاه واضحی بود.

she explained the complex theory unenticingly, losing the audience's attention.

او نظریه پیچیده را به گونه‌ای بی‌جذاب توضیح داد و توجه مخاطب را از دست داد.

the article began unenticingly, with a long and convoluted introduction.

مقاله به گونه‌ای بی‌جذاب شروع شد و با مقدمه‌ای طولانی و پیچیده.

the politician spoke unenticingly about the economy, failing to inspire confidence.

سیاستمدار درباره اقتصاد به گونه‌ای بی‌جذاب صحبت کرد و اعتماد را به دست نیاورد.

the landscape artist arranged the flowers unenticingly, creating a dull display.

هنرمند طراحی گیاهان را به گونه‌ای بی‌جذاب تنظیم کرد و نمایشی خاموش ایجاد کرد.

the software interface was designed unenticingly, making it difficult to use.

رابط کاربری نرم‌افزار به گونه‌ای بی‌جذاب طراحی شده بود و استفاده از آن دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید