unfilial son
فرزند نافيل
unfilial behavior
رفتار نافيل
unfilial acts
اقدامات نافيل
unfilial daughter
دختر نافيل
unfilial conduct
رفتار ناشایست
unfilial actions
رفتارها و اعمال ناشایست
unfilial children
فرزندان نافيل
unfilial treatment
رفتار ناشایست
unfilial relationship
ارتباط ناشایست
unfilial attitude
نگرش ناشایست
he was considered unfilial for not visiting his parents regularly.
او به دلیل ندیدن والدینش به طور منظم، بیاحترامی به والدین شناخته میشد.
being unfilial is frowned upon in many cultures.
بیاحترامی به والدین در بسیاری از فرهنگها ناپسند تلقی میشود.
she felt guilty for her unfilial behavior towards her mother.
او به دلیل رفتار بیاحترامیاش نسبت به مادرش احساس گناه میکرد.
he apologized for his unfilial actions during the family meeting.
او در جلسه خانوادگی برای اعمال بیاحترامیاش عذرخواهی کرد.
many believe that being unfilial leads to bad karma.
بسیاری معتقدند که بیاحترامی به والدین منجر به کارمای بد میشود.
her unfilial attitude shocked her relatives.
حرف و رفتارش نسبت به والدین، بستگانش را شوکه کرد.
in traditional families, being unfilial can bring shame.
در خانوادههای سنتی، بیاحترامی به والدین میتواند باعث شرمس شود.
he vowed to change his unfilial ways after reflecting on his actions.
او قول داد که پس از تفکر در مورد اعمالش، روشهای بیاحترامیاش را تغییر دهد.
unfilial children often face social stigma.
فرزندان بیاحترام اغلب با انگ اجتماعی روبرو میشوند.
she was labeled unfilial for moving away from her hometown.
او به دلیل نقل مکان از زادگاهش، بیاحترام شناخته شد.
unfilial son
فرزند نافيل
unfilial behavior
رفتار نافيل
unfilial acts
اقدامات نافيل
unfilial daughter
دختر نافيل
unfilial conduct
رفتار ناشایست
unfilial actions
رفتارها و اعمال ناشایست
unfilial children
فرزندان نافيل
unfilial treatment
رفتار ناشایست
unfilial relationship
ارتباط ناشایست
unfilial attitude
نگرش ناشایست
he was considered unfilial for not visiting his parents regularly.
او به دلیل ندیدن والدینش به طور منظم، بیاحترامی به والدین شناخته میشد.
being unfilial is frowned upon in many cultures.
بیاحترامی به والدین در بسیاری از فرهنگها ناپسند تلقی میشود.
she felt guilty for her unfilial behavior towards her mother.
او به دلیل رفتار بیاحترامیاش نسبت به مادرش احساس گناه میکرد.
he apologized for his unfilial actions during the family meeting.
او در جلسه خانوادگی برای اعمال بیاحترامیاش عذرخواهی کرد.
many believe that being unfilial leads to bad karma.
بسیاری معتقدند که بیاحترامی به والدین منجر به کارمای بد میشود.
her unfilial attitude shocked her relatives.
حرف و رفتارش نسبت به والدین، بستگانش را شوکه کرد.
in traditional families, being unfilial can bring shame.
در خانوادههای سنتی، بیاحترامی به والدین میتواند باعث شرمس شود.
he vowed to change his unfilial ways after reflecting on his actions.
او قول داد که پس از تفکر در مورد اعمالش، روشهای بیاحترامیاش را تغییر دهد.
unfilial children often face social stigma.
فرزندان بیاحترام اغلب با انگ اجتماعی روبرو میشوند.
she was labeled unfilial for moving away from her hometown.
او به دلیل نقل مکان از زادگاهش، بیاحترام شناخته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید