unlearnedness

[ایالات متحده]/ʌnˈlɜːnɪdnəs/
[بریتانیا]/ʌnˈlɝːnɪdnəs/

ترجمه

n. فقدان یادگیری؛ حالت بی‌یادگیری؛ توانایی یا ظرفیت پایین برای یادگیری

عبارات و ترکیب‌ها

deep unlearnedness

جهالت عمیق

persistent unlearnedness

جهالت پایدار

cultural unlearnedness

جهالت فرهنگی

learned unlearnedness

جهالت آموزشی

unlearnedness persists

جهالت ادامه می یابد

unlearnedness remains

جهالت باقی می ماند

unlearnedness grows

جهالت رشد می کند

unlearnedness fades

جهالت کاهش می یابد

overcome unlearnedness

پیروزی بر جهالت

reduce unlearnedness

کاهش جهالت

جملات نمونه

the report blamed the policy failure on widespread unlearnedness among new staff.

گزارش بازدهی سیاست را به علت ناگهانی بودن گسترده‌ای از کارکنان جدید نسبت داد.

her unlearnedness about basic finance led her to sign a risky contract.

ناگهانی بودن او در مورد مالی پایه‌ای باعث شد که قراردادی خطرناک امضا کند.

the workshop reduced unlearnedness in the team through hands on practice.

کارگاه ناگهانی بودن در تیم را از طریق تمرینات عملی کاهش داد.

there is a dangerous level of unlearnedness in public discussions of medicine.

در بحث‌های عمومی درباره پزشکی سطح خطرناکی از ناگهانی بودن وجود دارد.

he spoke with confidence that masked his unlearnedness in history.

او با اعتماد حرف می‌زد که ناگهانی بودن او در تاریخ را پوشانده بود.

the program aims to address unlearnedness by improving access to libraries.

این برنامه بهبود دسترسی به کتابخانه‌ها را به منظور رفع ناگهانی بودن هدف قرار داده است.

unchecked unlearnedness can spread quickly in a fast moving online community.

ناگهانی بودن ناشناخته می‌تواند به سرعت در یک جامعه آنلاین سریع پخش شود.

the editor noted unlearnedness in the draft and requested stronger sources.

ویراستار ناگهانی بودن در نسخه اولیه را نوشت و منابع قوی‌تر را خواست.

they confronted their unlearnedness about local laws before starting the business.

قبل از شروع کسب و کار، آنها ناگهانی بودن خود در مورد قوانین محلی را مواجه شدند.

a culture of curiosity can replace unlearnedness with steady learning.

یک فرهنگ از علاقه‌مندی می‌تواند ناگهانی بودن را با یادگیری پایدار جایگزین کند.

his unlearnedness in statistics made the conclusions unreliable.

ناگهانی بودن او در آمار باعث شد نتایج قابل اعتماد نباشند.

the mentor challenged the student to overcome unlearnedness with daily reading.

مربی دانشجو را تشویق کرد تا با خواندن روزانه ناگهانی بودن را غلبه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید