unpick a stitch
باز کردن یک بخیه
unpick a seam
باز کردن یک درز
unpick a mistake
رفع اشتباه
I unpicked the seams of his trousers.
من درزهای شلوارش را باز کردم.
And a provocative exihibition tries to unpick the myth about the world's most famous apeman.
و یک نمایشگاه تحریکآمیز تلاش میکند تا افسانه در مورد مشهورترین انساننما در جهان را از هم باز کند.
It's a problem that's notoriously difficult to unpick.
این یک مشکل است که به طور مشهور به سختی قابل باز کردن است.
منبع: Why do we speak?Mr Dodge proves more enlightening in unpicking the subsequent evolution of Iraqi politics.
آقای داج با روشنگری بیشتری در مورد باز کردن پیچ و مهره های تکامل بعدی سیاست عراق ثابت می شود.
منبع: The Economist - ArtsAttempts to unpick them with knives caused them to disintegrate.
تلاش برای باز کردن آنها با چاقو باعث از بین رفتن آنها شد.
منبع: The Economist Science and TechnologyAnd she'd start to unpick what was being transmitted to her.
و او شروع به باز کردن آنچه به او منتقل می شد، می کرد.
منبع: Radio LaboratoryYou know, there have been a lot of attempts to unpick the triple lock.
می دانید، تلاش های زیادی برای باز کردن قفل سه گانه انجام شده است.
منبع: Financial Times PodcastBut we don't, we need to unpick what power is it itself.
اما ما نمی دانیم، ما باید باز کنیم چه قدرتی دارد.
منبع: Actor DialogueI stared at the words for a few moments, trying to unpick what I felt.
من برای چند لحظه به کلمات خیره شدم و سعی کردم بفهمم چه احساسی دارم.
منبع: Still Me (Me Before You #3)But actually if we unpick it, Carnival is more than just an excuse to get drunk.
اما در واقع اگر آن را باز کنیم، کارناوال بیشتر از یک بهانه برای مست شدن نیست.
منبع: 2022-2023-2 Academic ListeningThe triggers for the bubble are obvious; unpicking the terrible incentives which created it will be tougher.
نکات محرک حباب آشکار است؛ باز کردن پیچ و مهره های مشوق های وحشتناکی که آن را ایجاد کردند، سخت تر خواهد بود.
منبع: 23 Jian, 80 ArticlesBut it becomes a particular form of obtuseness to remain in such a register when unpicking issues in relationships or family dynamics.
اما تبدیل شدن به نوع خاصی از کندذهنی می شود که در چنین وضعیتی بمانیم، زمانی که مسائل مربوط به روابط یا پویایی خانواده را باز می کنیم.
منبع: The school of lifeunpick a stitch
باز کردن یک بخیه
unpick a seam
باز کردن یک درز
unpick a mistake
رفع اشتباه
I unpicked the seams of his trousers.
من درزهای شلوارش را باز کردم.
And a provocative exihibition tries to unpick the myth about the world's most famous apeman.
و یک نمایشگاه تحریکآمیز تلاش میکند تا افسانه در مورد مشهورترین انساننما در جهان را از هم باز کند.
It's a problem that's notoriously difficult to unpick.
این یک مشکل است که به طور مشهور به سختی قابل باز کردن است.
منبع: Why do we speak?Mr Dodge proves more enlightening in unpicking the subsequent evolution of Iraqi politics.
آقای داج با روشنگری بیشتری در مورد باز کردن پیچ و مهره های تکامل بعدی سیاست عراق ثابت می شود.
منبع: The Economist - ArtsAttempts to unpick them with knives caused them to disintegrate.
تلاش برای باز کردن آنها با چاقو باعث از بین رفتن آنها شد.
منبع: The Economist Science and TechnologyAnd she'd start to unpick what was being transmitted to her.
و او شروع به باز کردن آنچه به او منتقل می شد، می کرد.
منبع: Radio LaboratoryYou know, there have been a lot of attempts to unpick the triple lock.
می دانید، تلاش های زیادی برای باز کردن قفل سه گانه انجام شده است.
منبع: Financial Times PodcastBut we don't, we need to unpick what power is it itself.
اما ما نمی دانیم، ما باید باز کنیم چه قدرتی دارد.
منبع: Actor DialogueI stared at the words for a few moments, trying to unpick what I felt.
من برای چند لحظه به کلمات خیره شدم و سعی کردم بفهمم چه احساسی دارم.
منبع: Still Me (Me Before You #3)But actually if we unpick it, Carnival is more than just an excuse to get drunk.
اما در واقع اگر آن را باز کنیم، کارناوال بیشتر از یک بهانه برای مست شدن نیست.
منبع: 2022-2023-2 Academic ListeningThe triggers for the bubble are obvious; unpicking the terrible incentives which created it will be tougher.
نکات محرک حباب آشکار است؛ باز کردن پیچ و مهره های مشوق های وحشتناکی که آن را ایجاد کردند، سخت تر خواهد بود.
منبع: 23 Jian, 80 ArticlesBut it becomes a particular form of obtuseness to remain in such a register when unpicking issues in relationships or family dynamics.
اما تبدیل شدن به نوع خاصی از کندذهنی می شود که در چنین وضعیتی بمانیم، زمانی که مسائل مربوط به روابط یا پویایی خانواده را باز می کنیم.
منبع: The school of lifeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید