unresponsively

[ایالات متحده]/[ʌn.rɪˈspɒn.sɪ.v.li]/
[بریتانیا]/[ʌn.rɪˈspɑːn.sɪ.v.li]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که پاسخ نمی‌دهد؛ بدون پاسخ دادن؛ به گونه‌ای که پاسخگویی ندارد؛ کم‌پاسخگویی.

عبارات و ترکیب‌ها

unresponsively stared

به طور غیرreakтив نگاه کرد

reacting unresponsively

reakтив نبودن

unresponsively silent

خاموشی غیرreakтив

unresponsively nodded

به طور غیرreakтив نقد کرد

she unresponsively

او غیرreakтив

unresponsively listening

گوش دادن غیرreakтив

he unresponsively

او غیرreakтив

unresponsively shrugged

به طور غیرreakтив گردن خم کرد

unresponsively avoided

به طور غیرreakтив اجتناب کرد

unresponsively watched

به طور غیرreakтив نظارت کرد

جملات نمونه

the phone screen remained unresponsively dark after the update.

پس از به‌روزرسانی، صفحه‌نمایش تلفن به‌طور واکنش‌گونه‌ای تاریک ماند.

he stared unresponsively at the television, lost in thought.

او به‌طور واکنش‌گونه‌ای به تلویزیون نگاه کرد و در افکار خود غرق شده بود.

the software crashed, leaving the system unresponsively frozen.

نرم‌افزار خراب شد و سیستم به‌طور واکنش‌گونه‌ای متوقف شد.

the patient lay unresponsively in the hospital bed.

بیمار به‌طور واکنش‌گونه‌ای در تخت بیمارستان قرار داشت.

the old computer performed unresponsively under heavy load.

کامپیوتر قدیمی در بار متوسط به‌طور واکنش‌گونه‌ای عمل کرد.

the remote control worked unresponsively, requiring multiple presses.

کنترل‌ریموت به‌طور واکنش‌گونه‌ای کار می‌کرد و نیاز به فشار چند باره داشت.

the server responded unresponsively to the incoming requests.

سرور به درخواست‌های ورودی به‌طور واکنش‌گونه‌ای پاسخ می‌داد.

the touchscreen reacted unresponsively to my touch.

صفحه‌نمایش لمسی به لمس من به‌طور واکنش‌گونه‌ای پاسخ می‌داد.

the application ran unresponsively, consuming excessive resources.

اپلیکیشن به‌طور واکنش‌گونه‌ای اجرا می‌شد و منابع زیادی را مصرف می‌کرد.

the website loaded unresponsively, frustrating the user.

وب‌سایت به‌طور واکنش‌گونه‌ای بارگذاری می‌شد و کاربر را ناراحت می‌کرد.

the keyboard functioned unresponsively, making typing difficult.

کیبورد به‌طور واکنش‌گونه‌ای کار می‌کرد و تایپ را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید