unserviced

[ایالات متحده]/ʌnˈsɜːvɪst/
[بریتانیا]/ʌnˈsɝːvɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نگه داشته یا خدمات داده نشده؛ بدون ارائه یک خدمات

عبارات و ترکیب‌ها

unserviced room

اتاق نامخدم

unserviced apartment

آپارتمان نامخدم

unserviced offices

دفاتر نامخدم

unserviced site

محل نامخدم

unserviced equipment

تجهیزات نامخدم

unserviced vehicle

وسیله نامخدم

unserviced machines

ماشین‌آلات نامخدم

unserviced area

منطقه نامخدم

unserviced route

مسیر نامخدم

unserviced property

ملک نامخدم

جملات نمونه

the rural clinic has been unserviced for months due to budget cuts.

کلینیک روستایی به دلیل کاهش بودجه ماه‌ها است که خدماتش قطع شده است.

several unserviced accounts were flagged for review before the audit.

چند حساب که خدماتشان قطع شده بودند قبل از بازرسی برای بررسی علامت‌گذاری شدند.

the elevator remained unserviced and broke down during peak hours.

آسانسور خدماتش قطع بود و در ساعات پیک خراب شد.

we found an unserviced request in the queue that had been waiting since friday.

ما در صف یک درخواست که خدماتش قطع شده بود که از پنجشنبه منتظر مانده بود پیدا کردیم.

the building’s unserviced fire alarms violated local safety regulations.

هشدارهای آتش‌نشانی ساختمان که خدماتشان قطع شده بودند با قوانین ایمنی محلی تعارض داشتند.

unserviced machinery can overheat and cause costly production delays.

ماشین‌آلاتی که خدماتشان قطع شده است ممکن است گرم شوند و تاخیرهای گران‌قیمت در تولید ایجاد کنند.

the unserviced pool pump left the water cloudy for days.

مکانیک پمپ استخر که خدماتش قطع شده بود، آب را به مدت چند روز مهیب کرد.

he drove with unserviced brakes, ignoring the warning light on the dashboard.

او با فرکانس‌هایی که خدماتش قطع شده بودند راندم و نور هشدار روی پنل را نادیده گرفت.

our help desk report shows a backlog of unserviced tickets.

گزارش دسک کمک ما نشان می‌دهد که تعدادی از درخواست‌های خدماتش قطع شده وجود دارد.

the unserviced generator failed just as the storm cut the power.

ژنراتوری که خدماتش قطع شده بود در همان لحظه که باران قدرت را قطع کرد خراب شد.

unserviced roads in the district became dangerous after the heavy rains.

جاده‌هایی که خدماتشان قطع شده بودند در منطقه پس از باران‌های سنگین خطرناک شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید