unvisioned

[ایالات متحده]//ʌnˈvɪʒənd//
[بریتانیا]//ʌnˈvɪʒənd//

ترجمه

adj. پیشبینی نشده؛ نافهمیده، نامتصور یا نامشخص؛ کم‌دیده یا بدون یک برنامه راهبردی واضح؛ هدایت نشده توسط دید.

عبارات و ترکیب‌ها

unvisioned plans

طرح‌های بی‌دیدگی

unvisioned future

آینده‌ای بی‌دیدگی

unvisioned risks

ریسک‌های بی‌دیدگی

unvisioned ideas

ایده‌های بی‌دیدگی

unvisioned outcomes

نتایج بی‌دیدگی

unvisioned scenario

سценاریوی بی‌دیدگی

unvisioned details

جزئیات بی‌دیدگی

unvisioned potential

پتانسیل بی‌دیدگی

unvisioned changes

تغییرات بی‌دیدگی

unvisioned strategy

استراتژی بی‌دیدگی

جملات نمونه

the report highlighted unvisioned risks that surfaced after the merger.

گزارش خطرات غیر منتظره ای را که پس از ادغام ظاهر شدند، تاکید کرد.

we faced unvisioned challenges when the supply chain abruptly collapsed.

ما با چالش‌های غیر منتظره‌ای مواجه شدیم وقتی زنجیره تأمین به طور ناگهانی سقوط کرد.

the policy produced unvisioned consequences for small businesses in rural areas.

این سیاست عواقب غیر منتظره‌ای برای کسب و کارهای کوچک در مناطق روستایی به همراه آورد.

unvisioned costs piled up once we started renovating the old building.

همزمان با شروع بازسازی ساختمان قدیمی، هزینه‌های غیر منتظره‌ای افزایش یافت.

her team planned carefully, yet unvisioned complications delayed the launch.

تیم او با دقت برنامه ریزی کرد، اما پیچیدگی‌های غیر منتظره راه اندازی را به تاخیر انداخت.

the experiment revealed unvisioned variables that changed the results.

این آزمایش متغیرهای غیر منتظره‌ای را که نتایج را تغییر دادند، آشکار کرد.

the storm caused unvisioned damage along the coastline overnight.

بیابانگری در طول ساحل در طول شب خسارت‌های غیر منتظره‌ای به همراه آورد.

during negotiations, unvisioned tensions emerged between the two partners.

در مذاکرات، تنش‌های غیر منتظره‌ای بین دو شریک ظهور کرد.

the software update introduced unvisioned bugs into the payment system.

به‌روزرسانی نرم‌افزار باعث وارد شدن باگ‌های غیر منتظره به سیستم پرداخت شد.

unvisioned delays at the port forced us to revise the delivery schedule.

تاخیرهای غیر منتظره در بندر ما را مجبور کرد تا برنامه تحویل را بازنگری کنیم.

the new rule created unvisioned barriers for first-time applicants.

این قانون موانع غیر منتظره‌ای برای اولین بار درخواست کنندگان ایجاد کرد.

unvisioned pressure from investors pushed the company toward a hasty decision.

فشار غیر منتظره از سوی سرمایه گذاران شرکت را به سمت تصمیم گیری مهلک سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید