unwinded completely
کاملاً باز شده
after unwinded
پس از باز شدن
unwinded a bit
کمی باز شده
unwinded slowly
به آرامی باز شده
unwinded thoroughly
به طور کامل باز شده
having unwinded
پس از باز شدن
unwinded earlier
قبلتر باز شده
unwinded now
هماکنون باز شده
unwinded quite
به اندازهای باز شده
unwinded well
خوب باز شده
after a long day at work, i unwounded with a cup of tea and a good book.
پس از یک روز طولانی کار، من با یک فنجان چای و یک کتاب خوب آرام شدم.
she unwounded by taking a hot bath and listening to calming music.
او با گرفتن یک حمام گرم و گوش دادن به موسیقی آرامشبخش آرام شد.
we unwounded at the beach, building sandcastles and swimming in the ocean.
ما در ساحل آرام شدیم، برجهای شن ساختیم و در اقیانوس شنا کردیم.
the children unwounded from the car ride with a playful game of tag.
کودکان از راندگی با ماشین با یک بازی بازیآمیز گردو آرام شدند.
he unwounded from the stressful meeting with a brisk walk in the park.
او از یک جلسه استرسزا با یک پیادهروی سریع در پارک آرام شد.
the team unwounded after the victory with a celebratory dinner.
تیم پس از پیروزی با یک شام جشنگاهی آرام شد.
i unwounded by watching a funny movie and laughing with my friends.
من با تماشای یک فیلم کمدی و خندهزدن با دوستانم آرام شدم.
they unwounded from the travel stress with a quiet evening at home.
آنها از استرس سفر با یک عصر آرام در خانه آرام شدند.
the yoga class helped her unwinded and release tension from her shoulders.
کلاس یوگا به او کمک کرد تا آرام شود و فشار روی شانههایش را آزاد کند.
after the presentation, she unwounded by chatting with colleagues.
پس از ارائه، او با گپ زنی با همکارانش آرام شد.
he unwounded from the intense training session with a leisurely bike ride.
او از جلسه تمرین شدید با یک سوارهروی آرامآرام آرام شد.
unwinded completely
کاملاً باز شده
after unwinded
پس از باز شدن
unwinded a bit
کمی باز شده
unwinded slowly
به آرامی باز شده
unwinded thoroughly
به طور کامل باز شده
having unwinded
پس از باز شدن
unwinded earlier
قبلتر باز شده
unwinded now
هماکنون باز شده
unwinded quite
به اندازهای باز شده
unwinded well
خوب باز شده
after a long day at work, i unwounded with a cup of tea and a good book.
پس از یک روز طولانی کار، من با یک فنجان چای و یک کتاب خوب آرام شدم.
she unwounded by taking a hot bath and listening to calming music.
او با گرفتن یک حمام گرم و گوش دادن به موسیقی آرامشبخش آرام شد.
we unwounded at the beach, building sandcastles and swimming in the ocean.
ما در ساحل آرام شدیم، برجهای شن ساختیم و در اقیانوس شنا کردیم.
the children unwounded from the car ride with a playful game of tag.
کودکان از راندگی با ماشین با یک بازی بازیآمیز گردو آرام شدند.
he unwounded from the stressful meeting with a brisk walk in the park.
او از یک جلسه استرسزا با یک پیادهروی سریع در پارک آرام شد.
the team unwounded after the victory with a celebratory dinner.
تیم پس از پیروزی با یک شام جشنگاهی آرام شد.
i unwounded by watching a funny movie and laughing with my friends.
من با تماشای یک فیلم کمدی و خندهزدن با دوستانم آرام شدم.
they unwounded from the travel stress with a quiet evening at home.
آنها از استرس سفر با یک عصر آرام در خانه آرام شدند.
the yoga class helped her unwinded and release tension from her shoulders.
کلاس یوگا به او کمک کرد تا آرام شود و فشار روی شانههایش را آزاد کند.
after the presentation, she unwounded by chatting with colleagues.
پس از ارائه، او با گپ زنی با همکارانش آرام شد.
he unwounded from the intense training session with a leisurely bike ride.
او از جلسه تمرین شدید با یک سوارهروی آرامآرام آرام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید