upliftingly

[ایالات متحده]/[ˈʌpˌlɪftɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈʌpˌlɪftɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که خوشبختی، امید یا شجاعت را القا می‌کند؛ به گونه‌ای که حالت یا روح یک فرد را ارتقا یا بهبود می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

upliftingly inspiring

الانگیز کننده

speaking upliftingly

به طور انگیزشی صحبت کردن

upliftingly beautiful

به طور زیبایی انگیزشی

upliftingly positive

به طور مثبت انگیزشی

upliftingly shared

به طور به اشتراک گذاشتن انگیزشی

upliftingly presented

به طور ارائه شدن انگیزشی

upliftingly written

به طور نوشته شدن انگیزشی

upliftingly performed

به طور اجرا شدن انگیزشی

upliftingly hopeful

به طور امیدواری انگیزشی

upliftingly joyous

به طور شادی انگیزشی

جملات نمونه

the speaker concluded her speech upliftingly, leaving the audience feeling inspired.

سخنران با ایجاد انگیزه‌ای، سخنان خود را پایان داد و جمع حاضر را به شدت الهی‌گونه کرد.

the children sang the song upliftingly, their voices full of joy.

کودکان با احساس خوشحالی، آهنگ را به طور انگیزش‌بخش خواندند.

the news of their engagement was shared upliftingly with their families.

خبر ازدواج آن‌ها به طور انگیزش‌بخش به خانواده‌هایشان اطلاع داده شد.

she described the experience upliftingly, highlighting its positive impact.

او تجربه را به طور انگیزش‌بخش توصیف کرد و تأثیر مثبت آن را برجسته کرد.

the film ended upliftingly, offering a message of hope and resilience.

فیلم به طور انگیزش‌بخش پایان یافت و پیامی از امید و تحمل را ارائه کرد.

he recounted the story of overcoming adversity upliftingly, inspiring everyone present.

او داستان غلبه بر سختی‌ها را به طور انگیزش‌بخش روایت کرد و تمام افراد حاضر را الهی‌گونه کرد.

the artist painted the landscape upliftingly, capturing its beauty and serenity.

هنرمند طبیعت را به طور انگیزش‌بخش نقاشی کرد و زیبایی و آرامش آن را ثبت کرد.

the team celebrated their victory upliftingly, embracing and cheering.

تیم به طور انگیزش‌بخش پیروزی خود را جشن گرفت و با هم آغوش گرفتند و شوریدند.

the poem concluded upliftingly, leaving a sense of optimism in the reader.

شعر به طور انگیزش‌بخش پایان یافت و در خواننده احساس امید را برجسته کرد.

the volunteer work was described upliftingly, showcasing its positive effects on the community.

کار داوطلبانه به طور انگیزش‌بخش توصیف شد و تأثیر مثبت آن را روی جامعه نشان داد.

the letter was written upliftingly, expressing gratitude and appreciation.

نامه به طور انگیزش‌بخش نوشته شد و قدردانی و امتنان را بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید