vacate

[ایالات متحده]/və'ket/
[بریتانیا]/veɪ'keɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ترک کردن یا از دست دادن مالکیت، مانند یک آپارتمان یا یک شغل
vt. ترک کردن یا خارج شدن از (یک مکان)؛ لغو کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردvacates
زمان گذشتهvacated
صفت یا فعل حال استمراریvacating
قسمت سوم فعلvacated
جمعvacates

جملات نمونه

vacate a legal document

خروج از یک سند قانونی

vacate a death sentence.

ابطال حکم اعدام

he vacated his office as Director.

او سمت خود را به عنوان مدیر ترک کرد.

All students vacated from their schools.

تمام دانش آموزان از مدارس خود خارج شدند.

Hotel guests are requested to vacate their rooms by twelve noon.

از مهمانان هتل خواسته می شود تا اتاق های خود را قبل از ساعت 12 ظهر تخلیه کنند.

the house had only just been vacated and was in good order.

خانه را همین چند وقت پیش تخلیه کرده بودند و در وضعیت خوبی بود.

rooms must be vacated by noon on the last day of your holiday.

اتاق ها باید تا ظهر آخرین روز تعطیلات شما تخلیه شوند.

Marlin Godfrey and David Anthony Kittrell say the fight was started by Iverson's bodyguard and entourage when the two refused to vacate a VIP section for Iverson at the Eyebar nightclub in Washington.

مارلین گادفری و دیوید آنتونی کیترل می‌گویند که درگیری توسط حراست و گروهِ همراه ایورسن آغاز شد، زمانی که این دو از تخلیه یک بخش ویژه برای ایورسن در کلاب شبانه Eyebar در واشنگتن امتناع کردند.

نمونه‌های واقعی

Objection! The prior felony has been vacated!

اعتراض! حکم جنایت قبلی لغو شده است!

منبع: Out of Control Season 3

Sign the motion to vacate, I'll be out of your hair.

امضای دادخواست برای لغو، من از سر شما خارج خواهم شد.

منبع: Out of Control Season 3

So... it appears that you have 60 days to vacate the premises.

بنابراین... به نظر می‌رسد شما 60 روز برای تخلیه ملک دارید.

منبع: Desperate Housewives Season 7

You and Ms. Shaw need to vacate the premises.

شما و خانم شاو باید ملک را تخلیه کنید.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

It was recently vacated by the Countess of Worcestershire.

این اخیراً توسط کنتس ورچسترشایر تخلیه شده است.

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

Harry sat down in his vacated chair, staring glumly at the floor.

هری روی صندلی خالی‌اش نشست و با حالتی گرفته به زمین خیره شد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

To Harry's annoyance, Percy now took Padma's vacated seat.

به ناراحتی هری، پرسی اکنون جای خالی پدما را گرفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

" That is generous, " said Dumbledore. " We have, however, vacated the building temporarily."

"این سخاوتمندانه است،" دامبلدور گفت. "با این حال، ما ساختمان را به طور موقت تخلیه کرده ایم."

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

22. Could you tell me when I have to vacate the room?

22. آیا می توانید به من بگویید چه زمانی باید اتاق را تخلیه کنم؟

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

And instead, he went big and vacated the entire program.

و به جای آن، او بزرگتر رفت و کل برنامه را تخلیه کرد.

منبع: NPR News Compilation November 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید