vacuumed

[ایالات متحده]/[ˈvækjʊmd]/
[بریتانیا]/[ˈvækjʊmd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تمیز کردن با جاروبرقی؛ حذف یا استخراج (چیزی) با استفاده از جاروبرقی.
adj. که با جاروبرقی تمیز شده باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

vacuumed the floor

کف را جارو کردم

i vacuumed

من جارو کردم

vacuuming now

الان در حال جارو کردن هستم

vacuumed thoroughly

به طور کامل جارو کردم

vacuumed rugs

فرش‌ها را جارو کردم

she vacuumed

او جارو کرد

vacuumed quickly

سریع جارو کردم

vacuuming today

امروز جارو می‌کنم

vacuumed area

منطقه را جارو کردم

they vacuumed

آنها جارو کردند

جملات نمونه

i vacuumed the living room rug yesterday.

من دیروز فرش اتاق نشیمن را جارو کردم.

she vacuumed the entire house before the guests arrived.

او قبل از رسیدن مهمانان، کل خانه را جارو کرد.

the dog hair had to be vacuumed up from the sofa.

موهای سگ باید از روی مبل جمع‌آوری می‌شد.

he vacuumed the stairs carefully and thoroughly.

او پله‌ها را با دقت و کامل جارو کرد.

we vacuumed the car interior last weekend.

ما آخر هفته گذشته فضای داخلی ماشین را جارو کردیم.

the kitchen floor was vacuumed after dinner.

کف آشپزخانه بعد از شام جارو شد.

i need to vacuum under the bed.

من باید زیر تخت را جارو کنم.

the new vacuum cleaner really vacuumed well.

جاروبرقی جدید واقعاً خوب جارو می‌کرد.

she vacuumed the curtains to remove dust.

او برای از بین بردن گرد و غبار، پرده‌ها را جارو کرد.

he vacuumed the area rug to keep it clean.

او برای تمیز نگه داشتن آن، فرش اتاق را جارو کرد.

we vacuumed the entryway to welcome visitors.

ما برای خوشامدگویی به مهمانان، ورودی را جارو کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید