vacuums

[ایالات متحده]/[ˈvækjʊəmz]/
[بریتانیا]/[ˈvækjʊəmz]/

ترجمه

n. فضایی تهی از ماده، به ویژه هوا
n. جمع. وسایل تمیزکننده که گرد و غبار را با مکش از بین می‌برند
v. از بین بردن هوا یا ماده؛ تمیز کردن با جاروبرقی

عبارات و ترکیب‌ها

vacuums dust

گرد و غبار جمع می‌کند

vacuuming floors

جارو کردن کف

powerful vacuums

جاروبرقی‌های قدرتمند

vacuums cleaner

جاروبرقی تمیزکننده

vacuumed the rug

فرش را جارو کرد

shop vacuums

جاروبرقی‌های فروشگاهی

vacuums pets

جاروبرقی حیوانات خانگی

vacuuming now

اکنون جارو می‌کنم

new vacuums

جاروبرقی‌های جدید

vacuums dirt

خاک را جمع می‌کند

جملات نمونه

i need to buy a new vacuum cleaner for my apartment.

من نیاز دارم یک جاروبرقی جدید برای آپارتمانم بخرم.

the vacuum's suction power is surprisingly strong.

قدرت مکش جاروبرقی به طرز شگفت انگیزی قوی است.

he meticulously vacuums the carpets every week.

او هر هفته فرش‌ها را با دقت جاروبرقی می‌کند.

the robot vacuums automatically clean the floors.

جاروبرقی‌های رباتیک به طور خودکار کف‌ها را تمیز می‌کنند.

make sure to empty the vacuum bag regularly.

مطمئن شوید که کیسه جاروبرقی را به طور منظم خالی کنید.

we compared several vacuums before making a purchase.

ما قبل از خرید چندین جاروبرقی را با هم مقایسه کردیم.

the vacuum attachments help clean hard-to-reach areas.

لوازم جانبی جاروبرقی به تمیز کردن مناطق دور از دسترس کمک می‌کنند.

the loud vacuum disturbed the afternoon nap.

صدای بلند جاروبرقی باعث مزاحمت برای چرت بعد از ظهر شد.

she uses a handheld vacuum to clean the furniture.

او از یک جاروبرقی دستی برای تمیز کردن مبلمان استفاده می‌کند.

the vacuum filter needs to be replaced soon.

فیلتر جاروبرقی باید به زودی تعویض شود.

he wheeled the vacuum into the storage closet.

او جاروبرقی را به داخل کمد ذخیره‌سازی چرخاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید