venerably

[ایالات متحده]/ˈvɛnərəblɪ/
[بریتانیا]/ˈvɛnərəbli/

ترجمه

adv. به طریقی که شایسته احترام یا ارادت است؛ با احترام و ارادت

عبارات و ترکیب‌ها

venerably wise

خردمند و باتجربه

venerably old

باتجربه و سالخورده

venerably respected

محترم و باتاثیر

venerably honored

مورد احترام و گرامی

venerably esteemed

ارزشمند و مورد اعتماد

venerably learned

آگاه و دانشمند

venerably revered

معظم و مورد پرستش

venerably traditional

باتقال و سنتی

venerably noble

اشرف و نجیب

venerably gentle

مهربان و باوقار

جملات نمونه

she spoke venerably about her mentor's contributions to the field.

او با احترام و عظمت در مورد مشارکت‌های مربی خود در این زمینه صحبت کرد.

the venerably old tree stood tall in the center of the park.

درخت قدیمی و با شکوه در مرکز پارک ایستاده بود.

he was venerably recognized for his years of service.

او به دلیل سال‌ها خدمت، با احترام و قدردانی شناخته شد.

the venerably wise elder shared his knowledge with the community.

بزرگسال باهوش و باتجربه، دانش خود را با جامعه به اشتراک گذاشت.

she was venerably invited to speak at the prestigious conference.

او با احترام و عزت برای سخنرانی در کنفرانس معتبر دعوت شد.

the venerably aged manuscript was carefully preserved in the library.

نسخه خطی باستانی و ارزشمند با دقت در کتابخانه حفظ شد.

venerably, he reflected on his long journey in life.

با احترام و عظمت، او به سفر طولانی زندگی خود فکر کرد.

the venerably respected professor published a groundbreaking study.

استاد مورد احترام و با اعتبار، یک مطالعه پیشگامانه منتشر کرد.

they celebrated the venerably significant anniversary of the organization.

آنها سالگرد مهم و با شکوه سازمان را جشن گرفتند.

in the meeting, she spoke venerably about the challenges faced.

در جلسه، او با احترام و عظمت در مورد چالش‌هایی که وجود داشت صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید