vivre

[ایالات متحده]/ˈviːvə/
[بریتانیا]/ˈviːvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنده بودن؛ کسانی که زنده‌اند
v. یاد گرفتن زندگی (现在时)، یاد گرفته زندگی (گذشته)، یاد گرفتن زندگی (گذشته‌ای)، یاد گرفته زندگی (گذشته‌ای)

عبارات و ترکیب‌ها

vivre bien

زندگی خوب

vivre ensemble

همراه زندگی کردن

vivre dans la joie

در شادی زندگی کردن

vivres

زندگی ها

vivres en paix

زندگی در صلح

vivre à jamais

برای همیشه زندگی کردن

vivre librement

آزادانه زندگی کردن

vivre heureux

خوشبخت زندگی کردن

vivre aujourd'hui

امروز زندگی کردن

جملات نمونه

many people dream of living abroad and truly vivre la belle vie.

بسیاری از افراد رویای زندگی در خارج از کشور را دارند و واقعًا زندگی زیبایی را تجربه می‌کنند.

after years of struggle, she finally learned to vivre au jour le jour and find peace.

پس از سال‌ها تلاش، او در نهایت یاد گرفت زندگی روز به روز را تجربه کند و آرامش پیدا کند.

to fully appreciate art, one must not just observe but truly vivre l'art.

برای ارزیابی کامل هنر، باید فقط مشاهده کنید بلکه واقعًا زندگی هنر را تجربه کنید.

he chose to vivre en harmonie avec la nature rather than pursue urban success.

او انتخاب کرد زندگی در هماهنگی با طبیعت را تجربه کند به جای دنبال کردن موفقیت شهری.

young travelers often want to vivre leur rêve and explore the world without limits.

سیاحت‌گران جوان اغلب می‌خواهند رویای خود را زندگی کنند و جهان را بدون محدودیت کاوش کنند.

the philosopher spent his life understanding how to vivre sage et heureux.

فیلسوف تمام عمر خود را صرف فهمیدن چگونه زندگی حکیم و خوشبخت باشد.

despite hardships, the villagers continue to vivre d'espoir and maintain their traditions.

در برابر سختی‌ها، روستاییان ادامه می‌دهند زندگی از امید را تجربه کنند و سنت‌های خود را حفظ کنند.

she decided to vivre sa meilleures années in paris studying art history.

او تصمیم گرفت سال‌های بهتر خود را در پاریس زندگی کند و تاریخ هنر را مطالعه کند.

the couple has been lucky enough to vivre ensemble happily for fifty years.

این زوج به اندازه کافی خوش شانس بوده‌اند که برای پنجاه سال با هم زندگی خوشبختی را تجربه کنند.

to truly comprendre la vie, one must first learn to vivre simplement.

برای واقعًا درک زندگی، ابتدا باید یاد بگیرید زندگی ساده را تجربه کنید.

some people believe we exist merely to vivre, work, and consume endlessly.

بعضی افراد باور دارند که ما فقط برای زندگی کردن، کار کردن و مصرف نامحدود وجود داریم.

after the crisis, the community chose to vivre sans peur and rebuild together.

پس از بحران، جامعه انتخاب کرد زندگی بدون ترس را تجربه کند و با هم بازسازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید