vivre bien
زندگی خوب
vivre ensemble
همراه زندگی کردن
vivre dans la joie
در شادی زندگی کردن
vivres
زندگی ها
vivres en paix
زندگی در صلح
vivre à jamais
برای همیشه زندگی کردن
vivre librement
آزادانه زندگی کردن
vivre heureux
خوشبخت زندگی کردن
vivre aujourd'hui
امروز زندگی کردن
many people dream of living abroad and truly vivre la belle vie.
بسیاری از افراد رویای زندگی در خارج از کشور را دارند و واقعًا زندگی زیبایی را تجربه میکنند.
after years of struggle, she finally learned to vivre au jour le jour and find peace.
پس از سالها تلاش، او در نهایت یاد گرفت زندگی روز به روز را تجربه کند و آرامش پیدا کند.
to fully appreciate art, one must not just observe but truly vivre l'art.
برای ارزیابی کامل هنر، باید فقط مشاهده کنید بلکه واقعًا زندگی هنر را تجربه کنید.
he chose to vivre en harmonie avec la nature rather than pursue urban success.
او انتخاب کرد زندگی در هماهنگی با طبیعت را تجربه کند به جای دنبال کردن موفقیت شهری.
young travelers often want to vivre leur rêve and explore the world without limits.
سیاحتگران جوان اغلب میخواهند رویای خود را زندگی کنند و جهان را بدون محدودیت کاوش کنند.
the philosopher spent his life understanding how to vivre sage et heureux.
فیلسوف تمام عمر خود را صرف فهمیدن چگونه زندگی حکیم و خوشبخت باشد.
despite hardships, the villagers continue to vivre d'espoir and maintain their traditions.
در برابر سختیها، روستاییان ادامه میدهند زندگی از امید را تجربه کنند و سنتهای خود را حفظ کنند.
she decided to vivre sa meilleures années in paris studying art history.
او تصمیم گرفت سالهای بهتر خود را در پاریس زندگی کند و تاریخ هنر را مطالعه کند.
the couple has been lucky enough to vivre ensemble happily for fifty years.
این زوج به اندازه کافی خوش شانس بودهاند که برای پنجاه سال با هم زندگی خوشبختی را تجربه کنند.
to truly comprendre la vie, one must first learn to vivre simplement.
برای واقعًا درک زندگی، ابتدا باید یاد بگیرید زندگی ساده را تجربه کنید.
some people believe we exist merely to vivre, work, and consume endlessly.
بعضی افراد باور دارند که ما فقط برای زندگی کردن، کار کردن و مصرف نامحدود وجود داریم.
after the crisis, the community chose to vivre sans peur and rebuild together.
پس از بحران، جامعه انتخاب کرد زندگی بدون ترس را تجربه کند و با هم بازسازی کنند.
vivre bien
زندگی خوب
vivre ensemble
همراه زندگی کردن
vivre dans la joie
در شادی زندگی کردن
vivres
زندگی ها
vivres en paix
زندگی در صلح
vivre à jamais
برای همیشه زندگی کردن
vivre librement
آزادانه زندگی کردن
vivre heureux
خوشبخت زندگی کردن
vivre aujourd'hui
امروز زندگی کردن
many people dream of living abroad and truly vivre la belle vie.
بسیاری از افراد رویای زندگی در خارج از کشور را دارند و واقعًا زندگی زیبایی را تجربه میکنند.
after years of struggle, she finally learned to vivre au jour le jour and find peace.
پس از سالها تلاش، او در نهایت یاد گرفت زندگی روز به روز را تجربه کند و آرامش پیدا کند.
to fully appreciate art, one must not just observe but truly vivre l'art.
برای ارزیابی کامل هنر، باید فقط مشاهده کنید بلکه واقعًا زندگی هنر را تجربه کنید.
he chose to vivre en harmonie avec la nature rather than pursue urban success.
او انتخاب کرد زندگی در هماهنگی با طبیعت را تجربه کند به جای دنبال کردن موفقیت شهری.
young travelers often want to vivre leur rêve and explore the world without limits.
سیاحتگران جوان اغلب میخواهند رویای خود را زندگی کنند و جهان را بدون محدودیت کاوش کنند.
the philosopher spent his life understanding how to vivre sage et heureux.
فیلسوف تمام عمر خود را صرف فهمیدن چگونه زندگی حکیم و خوشبخت باشد.
despite hardships, the villagers continue to vivre d'espoir and maintain their traditions.
در برابر سختیها، روستاییان ادامه میدهند زندگی از امید را تجربه کنند و سنتهای خود را حفظ کنند.
she decided to vivre sa meilleures années in paris studying art history.
او تصمیم گرفت سالهای بهتر خود را در پاریس زندگی کند و تاریخ هنر را مطالعه کند.
the couple has been lucky enough to vivre ensemble happily for fifty years.
این زوج به اندازه کافی خوش شانس بودهاند که برای پنجاه سال با هم زندگی خوشبختی را تجربه کنند.
to truly comprendre la vie, one must first learn to vivre simplement.
برای واقعًا درک زندگی، ابتدا باید یاد بگیرید زندگی ساده را تجربه کنید.
some people believe we exist merely to vivre, work, and consume endlessly.
بعضی افراد باور دارند که ما فقط برای زندگی کردن، کار کردن و مصرف نامحدود وجود داریم.
after the crisis, the community chose to vivre sans peur and rebuild together.
پس از بحران، جامعه انتخاب کرد زندگی بدون ترس را تجربه کند و با هم بازسازی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید