waddles

[ایالات متحده]/ˈwɒd.əlz/
[بریتانیا]/ˈwɑː.dəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با قدم‌های کوتاه راه رفتن، از سمتی به سمت دیگر تکان خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

waddles with joy

با خوشحالی قدم می‌زند

waddles in circles

در دایره قدم می‌زند

waddles happily

با خوشحالی قدم می‌زند

waddles after me

بعد از من قدم می‌زند

جملات نمونه

the duck waddles across the pond.

غاز در حال حرکت روی برکه است.

the baby penguin waddles to its mother.

پنگوئن بچه به سمت مادرش می‌رود.

he waddles when he walks on the sand.

وقتی روی شن می‌رود، راه می‌رود.

the toddler waddles after his older sibling.

کودک نوپا بعد از خواهر یا برادر بزرگترش راه می‌رود.

she waddles like a duck when she wears those shoes.

وقتی آن کفش‌ها را می‌پوشد، مثل یک غاز راه می‌رود.

the goose waddles around the yard.

غاز در حیاط پرسه می‌زند.

he waddles back to the house after playing outside.

بعد از بازی بیرون، به خانه برمی‌گردد.

the little girl waddles in her oversized rain boots.

دختر کوچولو با چکمه‌های بارانی بزرگش راه می‌رود.

the dog waddles when it gets excited.

وقتی هیجان‌زده می‌شود، سگ راه می‌رود.

as the penguins waddles, they create a funny scene.

همانطور که پنگوئن‌ها راه می‌روند، صحنه‌ای خنده‌دار ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید