wakeup call
تماس بیدارباش
wakeup time
زمان بیدارباش
wakeup routine
روتین بیدارباش
wakeup music
موسیقی بیدارباش
wakeup light
نور بیدارباش
wakeup process
فرآیند بیدارباش
wakeup alarm
آلارم بیدارباش
wakeup sequence
توالی بیدارباش
i need to wakeup early tomorrow for my flight.
من باید فردا صبح زود برای پروازم بیدار شوم.
the loud music helped wakeup the entire neighborhood.
موسیقی بلند به بیدار شدن کل محله کمک کرد.
did you wakeup on time for your important meeting?
آیا شما به موقع برای جلسه مهم خود بیدار شدید؟
the smell of coffee can wakeup even the sleepiest person.
بوی قهوه میتواند حتی کسانی که خسته هستند را نیز بیدار کند.
it's time to wakeup and start the day with a smile.
وقتشه بیدار بشی و روزت رو با لبخند شروع کنی.
the alarm clock is designed to wakeup you gently.
ساعت زنگدار برای بیدار کردن شما به آرامی طراحی شده است.
i struggled to wakeup after a long and tiring day.
من بعد از یک روز طولانی و خستهکننده برای بیدار شدن تلاش کردم.
the children were excited to wakeup and open their presents.
بچهها برای بیدار شدن و باز کردن هدایایشان هیجانزده بودند.
we need to wakeup the team to the potential risks.
ما باید تیم را نسبت به خطرات احتمالی هوشیار کنیم.
the sudden noise made me wakeup with a jolt.
صدای ناگهانی باعث شد با یک جolt بیدار شوم.
i like to wakeup with a cup of tea and a good book.
من دوست دارم با یک فنجان چای و یک کتاب خوب بیدار شوم.
wakeup call
تماس بیدارباش
wakeup time
زمان بیدارباش
wakeup routine
روتین بیدارباش
wakeup music
موسیقی بیدارباش
wakeup light
نور بیدارباش
wakeup process
فرآیند بیدارباش
wakeup alarm
آلارم بیدارباش
wakeup sequence
توالی بیدارباش
i need to wakeup early tomorrow for my flight.
من باید فردا صبح زود برای پروازم بیدار شوم.
the loud music helped wakeup the entire neighborhood.
موسیقی بلند به بیدار شدن کل محله کمک کرد.
did you wakeup on time for your important meeting?
آیا شما به موقع برای جلسه مهم خود بیدار شدید؟
the smell of coffee can wakeup even the sleepiest person.
بوی قهوه میتواند حتی کسانی که خسته هستند را نیز بیدار کند.
it's time to wakeup and start the day with a smile.
وقتشه بیدار بشی و روزت رو با لبخند شروع کنی.
the alarm clock is designed to wakeup you gently.
ساعت زنگدار برای بیدار کردن شما به آرامی طراحی شده است.
i struggled to wakeup after a long and tiring day.
من بعد از یک روز طولانی و خستهکننده برای بیدار شدن تلاش کردم.
the children were excited to wakeup and open their presents.
بچهها برای بیدار شدن و باز کردن هدایایشان هیجانزده بودند.
we need to wakeup the team to the potential risks.
ما باید تیم را نسبت به خطرات احتمالی هوشیار کنیم.
the sudden noise made me wakeup with a jolt.
صدای ناگهانی باعث شد با یک جolt بیدار شوم.
i like to wakeup with a cup of tea and a good book.
من دوست دارم با یک فنجان چای و یک کتاب خوب بیدار شوم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید