wearied

[ایالات متحده]/ˈwɪərɪd/
[بریتانیا]/ˈwɪrɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خسته یا فرسوده شده؛ خسته یا کسل شده

عبارات و ترکیب‌ها

wearied traveler

سفرخسته

wearied soul

روح خسته

wearied eyes

چشمان خسته

wearied mind

ذهن خسته

wearied heart

قلب خسته

wearied body

بدن خسته

wearied spirit

روح خسته

wearied worker

کارگر خسته

wearied leader

رهبر خسته

wearied parent

والد خسته

جملات نمونه

after a long day at work, i felt completely wearied.

بعد از یک روز طولانی کار، احساس خستگی کامل کردم.

the children were wearied from playing outside all day.

کودکان از بازی کردن تمام روز بیرون از خانه خسته شده بودند.

she was wearied by the constant noise of the city.

او از صدای دائمی شهر خسته شده بود.

he looked wearied after the long journey.

او بعد از سفر طولانی، خسته به نظر می رسید.

they felt wearied after the intense workout.

آنها بعد از تمرین شدید احساس خستگی کردند.

she was wearied by the endless meetings.

او از جلسات بی پایان خسته شده بود.

he was wearied from studying late into the night.

او از درس خواندن تا دیروقت شب خسته شده بود.

the wearied traveler finally reached his destination.

سفر کننده خسته سرانجام به مقصد خود رسید.

after hours of hiking, we were all wearied.

بعد از چند ساعت پیاده روی، ما همه خسته بودیم.

she wore a wearied expression after the long flight.

او بعد از پرواز طولانی، چهره ای خسته داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید