wearisomeness

[ایالات متحده]/ˈwɪərisəm.nəs/
[بریتانیا]/ˈwɪri.səm.nəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن خسته کننده؛ خستگی؛ واقعیت ایجاد کننده خستگی یا خستگی.

عبارات و ترکیب‌ها

sheer wearisomeness

خستگی کاملاً

utter wearisomeness

خستگی کامل

mounting wearisomeness

خستگی در حال افزایش

growing wearisomeness

خستگی در حال رشد

constant wearisomeness

خستگی دائمی

deep wearisomeness

خستگی عمیق

chronic wearisomeness

خستگی مزمن

general wearisomeness

خستگی کلی

overwhelming wearisomeness

خستگی شدید

felt wearisomeness

خستگی احساس شده

جملات نمونه

the wearisomeness of the long meeting drained everyone’s focus.

خستگی جلسه طولانی تمامی تمرکز را کم کرد.

after weeks on the road, she finally admitted the wearisomeness of constant travel.

پس از هفته‌هایی که روی راه بود، او در نهایت خستگی سفر مداوم را قبول کرد.

he tried to hide his wearisomeness, but his slow replies gave him away.

او سعی کرد خستگی خود را پنهان کند، اما پاسخ‌های کندش او را بیان کرد.

the wearisomeness of repetitive tasks can be eased by short breaks.

خستگی وظایف تکراری می‌تواند با استراحت‌های کوتاه کاهش یابد.

she spoke with quiet wearisomeness after another sleepless night.

پس از دیگر شب بی‌خواب، او با خستگی آرام در سخن می‌گفت.

the novel captures the wearisomeness of poverty without exaggeration.

این رمان خستگی فقیری را بدون مبالغه نشان می‌دهد.

there was a growing wearisomeness in the team as deadlines kept slipping.

وقتی مهلت‌ها به طور مداوم کم‌کم می‌شد، خستگی در تیم افزایش یافت.

he felt a deep wearisomeness settle in after hours of paperwork.

پس از ساعاتی کار کردن روی کاغذ، او احساس کرد خستگی عمیقی نشسته است.

the wearisomeness of the argument made them stop talking for days.

خستگی این اختلاف باعث شد که به مدت روزها حرف نزنند.

with wearisomeness creeping in, she chose a simpler plan for the evening.

با اینکه خستگی وارد می‌شد، او برای شب یک برنامه ساده‌تر انتخاب کرد.

the wearisomeness of waiting in line was worse than the work itself.

خستگی انتظار در صف بدتر از کار خود بود.

they noticed the wearisomeness in his voice and offered to help.

آنها خستگی در صدای او را متوجه شدند و پیشنهاد کمک دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید