whacked

[ایالات متحده]/wækt/
[بریتانیا]/wækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خسته، کاملاً فرسوده
v. ضربه زده، شکل گذشته‌ی whack.
Word Forms
قسمت سوم فعلwhacked
زمان گذشتهwhacked

عبارات و ترکیب‌ها

feeling whacked

احساس خستگی شدید

totally whacked

کاملاً خسته

whacked out

کاملاً فرسوده

looks whacked

ظاهر خسته کننده

جملات نمونه

his attacker whacked him on the head.

حمله کننده به سرش ضربه زد.

he was whacked while sitting in his car.

او در حالی که در ماشین نشسته بود، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

He whacked the mosquito with a fly swatter.

او پشه‌ را با یک دستک کش کش زد.

She whacked the dough to flatten it.

او خمیر را به ضربه می‌زد تا آن را صاف کند.

The teacher whacked the desk with a ruler to get the students' attention.

معلم برای جلب توجه دانش‌آموزان، میز را با خط‌کش می‌زد.

He whacked the ball out of the park.

او توپ را با ضربه از پارک بیرون زد.

The chef whacked the garlic to release the flavor.

آشپز سیر را می‌زد تا طعم آن آزاد شود.

She whacked the weeds with a gardening tool.

او علف‌های هرز را با ابزار باغبانی می‌زد.

The boxer whacked his opponent with a powerful punch.

بوکسور با یک ضربه قدرتمند حریف خود را می‌زد.

He whacked the table in frustration.

او از سر ناامیدی میز را می‌زد.

The criminal whacked the safe with a crowbar to break it open.

جنایتکار برای شکستن آن، صندوق را با یک چهارچوب به ضربه می‌زد.

She whacked the alarm clock to silence it.

او ساعت زنگ دار را به ضربه می‌زد تا آن را خاموش کند.

نمونه‌های واقعی

And sometimes it gets hellaciously whacked.

گاهی اوقات به شدت خراب می‌شود.

منبع: Crash Course Astronomy

I'm dealing with whacked out, militant witches.

من در حال مقابله با جادوگرانی هستم که از کنترل خارج شده‌اند و تندرو هستند.

منبع: The Originals Season 1

It says here that a Muppet got whacked on Sesame Street last night.

اینجا نوشته شده که یک موپت شب گذشته در خیابان سسامه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

منبع: Friends Season 3

An obvious thought is that it got whacked, hard, by an impact long ago.

یک فکر آشکار این است که ضرب و شتم شده، سخت، توسط یک برخورد طولانی مدت.

منبع: Crash Course Astronomy

Much obliged. What's whacked for $20, Alex?

بسیار ممنونم. چه چیزی برای ۲۰ دلار خراب است، الکس؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

George caught him and had him whacked.

جرج او را گرفت و دستور داد او را بزنند.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Rene roared at this, his small monkey eyes dancing with glee as he whacked Tommy on his twisted back.

رنه با این موضوع فریاد زد، چشمان کوچک میمونی‌اش با خوشحالی می‌رقصید، زیرا او ضربه‌ای به کمر پیچ خورده تامی زد.

منبع: Gone with the Wind

Yeah. Then she whacked him across the head with a baseball bat.

بله. سپس او با چوب بیس بال به سرش ضربه زد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

A winter storm whacked much of the Midwest, with snowfall reaching a foot in some areas.

یک طوفان زمستانی بخش‌های زیادی از غرب میانه را دربرگرفت و بارش برف در برخی مناطق به یک فوت رسید.

منبع: AP Listening November 2018 Collection

In the Czech Republic, which was whacked by covid, the services share is three percentage points below trend.

در جمهوری چک که توسط کووید ضرب و شتم شده بود، سهم خدمات سه درصد کمتر از روند است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید