whittles

[ایالات متحده]/ˈwɪtəlz/
[بریتانیا]/ˈwɪtəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چوب را با تراشیدن تکه‌هایی برش یا شکل دادن؛ به تدریج اندازه یا مقدار چیزی را کاهش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

whittles away

کمی‌کمی از بین می‌برد

whittles down

کمی‌کمی کاهش می‌دهد

whittles wood

چوب را تراش می‌دهد

whittles a stick

یک چوبک را تراش می‌دهد

whittles it fine

آن را به خوبی تراش می‌دهد

whittles away time

وقت را کمی‌کمی از بین می‌برد

whittles into shape

به شکل دلخواه تراش می‌دهد

whittles down options

گزینه‌ها را کاهش می‌دهد

whittles the edge

لبه را تراش می‌دهد

whittles it down

آن را کاهش می‌دهد

جملات نمونه

he whittles a piece of wood into a beautiful sculpture.

او یک تکه چوب را به یک مجسمه زیبا تبدیل می‌کند.

she whittles down her options before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، گزینه‌های خود را محدود می‌کند.

the artist whittles away at the block of wood each day.

هنرمند هر روز روی قطعه چوب کار می‌کند.

he whittles a stick to use for fishing.

او یک چوب را برای ماهیگیری تراش می‌دهد.

she carefully whittles the edges to make them smooth.

او با دقت لبه‌ها را تراش می‌دهد تا صاف شوند.

with patience, he whittles out intricate designs.

با صبر، او طرح‌های پیچیده را تراش می‌دهد.

the craftsman whittles a small toy for the child.

صنع‌تکار یک اسباب‌بازی کوچک برای کودک تراش می‌دهد.

as he whittles, he reflects on his day.

همانطور که تراش می‌دهد، به روز خود فکر می‌کند.

she whittles away her free time by carving.

او وقت آزاد خود را با تراش دادن می‌گذراند.

he whittles down the wood until it's just right.

او چوب را تا زمانی که درست شود، تراش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید