wooer

[ایالات متحده]/ˈwuːə/
[بریتانیا]/ˈwuːər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دیگری را جلب می‌کند یا داد و ستد می‌کند
Word Forms
جمعwooers

عبارات و ترکیب‌ها

witty wooer

نگاه‌کننده باهوش

persistent wooer

نگاه‌کننده پیگیر

charming wooer

نگاه‌کننده جذاب

romantic wooer

نگاه‌کننده عاشقانه

eager wooer

نگاه‌کننده مشتاق

devoted wooer

نگاه‌کننده فداکار

bold wooer

نگاه‌کننده جسور

shy wooer

نگاه‌کننده خجول

secret wooer

نگاه‌کننده مخفی

playful wooer

نگاه‌کننده بازیگوش

جملات نمونه

the wooer brought flowers to impress her.

مَردِ خواستگار گل‌ها را برای تحت تأثیر قرار دادن او آورد.

she was flattered by her wooer's compliments.

او از تعارف‌های خواستگارش خوشحال شد.

the wooer wrote her a heartfelt letter.

مَردِ خواستگار برای او نامه‌ای از صمیم قلب نوشت.

his wooer skills were quite impressive.

مهارت‌های خواستگاری او بسیار چشمگیر بودند.

the wooer serenaded her under the stars.

او زیر نور ستارگان برای او آواز خواند.

she finally accepted her wooer's proposal.

او بالاخره پیشنهاد خواستگاری‌اش را پذیرفت.

the wooer planned an elaborate date for her.

او یک قرار ملاقات پیچیده برای او برنامه‌ریزی کرد.

many wooers competed for her affection.

خواستگاران زیادی برای جلب توجه او با هم رقابت می‌کردند.

the wooer's charm won her over quickly.

جاذبه‌ی خواستگار به سرعت او را مجذوب خود کرد.

she enjoyed the attention from her wooer.

او از توجه خواستگارش لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید