| جمع | wooers |
witty wooer
نگاهکننده باهوش
persistent wooer
نگاهکننده پیگیر
charming wooer
نگاهکننده جذاب
romantic wooer
نگاهکننده عاشقانه
eager wooer
نگاهکننده مشتاق
devoted wooer
نگاهکننده فداکار
bold wooer
نگاهکننده جسور
shy wooer
نگاهکننده خجول
secret wooer
نگاهکننده مخفی
playful wooer
نگاهکننده بازیگوش
the wooer brought flowers to impress her.
مَردِ خواستگار گلها را برای تحت تأثیر قرار دادن او آورد.
she was flattered by her wooer's compliments.
او از تعارفهای خواستگارش خوشحال شد.
the wooer wrote her a heartfelt letter.
مَردِ خواستگار برای او نامهای از صمیم قلب نوشت.
his wooer skills were quite impressive.
مهارتهای خواستگاری او بسیار چشمگیر بودند.
the wooer serenaded her under the stars.
او زیر نور ستارگان برای او آواز خواند.
she finally accepted her wooer's proposal.
او بالاخره پیشنهاد خواستگاریاش را پذیرفت.
the wooer planned an elaborate date for her.
او یک قرار ملاقات پیچیده برای او برنامهریزی کرد.
many wooers competed for her affection.
خواستگاران زیادی برای جلب توجه او با هم رقابت میکردند.
the wooer's charm won her over quickly.
جاذبهی خواستگار به سرعت او را مجذوب خود کرد.
she enjoyed the attention from her wooer.
او از توجه خواستگارش لذت برد.
witty wooer
نگاهکننده باهوش
persistent wooer
نگاهکننده پیگیر
charming wooer
نگاهکننده جذاب
romantic wooer
نگاهکننده عاشقانه
eager wooer
نگاهکننده مشتاق
devoted wooer
نگاهکننده فداکار
bold wooer
نگاهکننده جسور
shy wooer
نگاهکننده خجول
secret wooer
نگاهکننده مخفی
playful wooer
نگاهکننده بازیگوش
the wooer brought flowers to impress her.
مَردِ خواستگار گلها را برای تحت تأثیر قرار دادن او آورد.
she was flattered by her wooer's compliments.
او از تعارفهای خواستگارش خوشحال شد.
the wooer wrote her a heartfelt letter.
مَردِ خواستگار برای او نامهای از صمیم قلب نوشت.
his wooer skills were quite impressive.
مهارتهای خواستگاری او بسیار چشمگیر بودند.
the wooer serenaded her under the stars.
او زیر نور ستارگان برای او آواز خواند.
she finally accepted her wooer's proposal.
او بالاخره پیشنهاد خواستگاریاش را پذیرفت.
the wooer planned an elaborate date for her.
او یک قرار ملاقات پیچیده برای او برنامهریزی کرد.
many wooers competed for her affection.
خواستگاران زیادی برای جلب توجه او با هم رقابت میکردند.
the wooer's charm won her over quickly.
جاذبهی خواستگار به سرعت او را مجذوب خود کرد.
she enjoyed the attention from her wooer.
او از توجه خواستگارش لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید