abstentionists

[ایالات متحده]/əbˈstenʃənɪsts/
[بریتانیا]/əbˈstɛnʃənɪsts/

ترجمه

n. جمع ابستنشیونیست؛ افرادی که از رأی دادن یا شرکت (ویژه در حوزه سیاست) خودداری می‌کنند؛ جمع ابستنشیونیست؛ افرادی که از رأی دادن یا شرکت خودداری می‌کنند (ویژه در حوزه سیاست)
adj. فرم جمع ابستنشیونیست در حالت صفت‌ساز؛ مربوط به ابستنشیونیسم؛ مربوط به ابستنشیونیست‌ها یا ابستنشیونیسم

عبارات و ترکیب‌ها

abstentionists voted

گروه امتناعی رأی دادند

abstentionist group

گروه امتناعی

abstentionists declined

گروه امتناعی پذیرفته نشدند

abstentionist stance

وضعیت امتناعی

abstentionists abstained

گروه امتناعی امتناع کردند

abstentionists protesting

گروه امتناعی اعتراض می کنند

abstentionist policy

سیاست امتناعی

abstentionists united

گروه امتناعی یکپارچه شدند

abstentionist voters

این افراد امتناعی رأی دادند

abstentionists remain

گروه امتناعی باقی ماندند

جملات نمونه

abstentionists refused to cast a vote during the final round of negotiations.

کسانی که از رأی گیری خودداری کردند، در دور پایانی مذاکرات از رأی گیری خودداری کردند.

in the committee, abstentionists often cite conflicts of interest as their reason.

در کمیته، کسانی که از رأی گیری خودداری کردند، اغلب تعارضات منافع را به عنوان دلیل خود ذکر می‌کردند.

the speaker urged abstentionists to take part in the debate before deciding.

سخنران از کسانی که از رأی گیری خودداری کردند، خواست که قبل از تصمیم گیری در بحث شرکت کنند.

party leaders tried to sway abstentionists with last minute concessions.

رهبران حزب سعی کردند با تخفیفات لحظه آخر، کسانی که از رأی گیری خودداری کردند را ترغیب کنند.

analysts counted abstentionists as a decisive bloc in the close referendum.

تحلیل گران کسانی که از رأی گیری خودداری کردند را در این رای گیری نزدیک به یک گروه تصمیم گیرنده شمردند.

voter turnout fell because many abstentionists stayed home on election day.

میزان مشارکت رای دهندگان کاهش یافت چون بسیاری از کسانی که از رأی گیری خودداری کردند در روز انتخابات در خانه ماندند.

the report blamed abstentionists for delaying the budget vote until next week.

گزارش این را به کسانی که از رأی گیری خودداری کردند نسبت داد که رای گیری بودجه را تا هفته آینده به تعویق انداختند.

protesters marched outside the hall, demanding abstentionists reconsider their stance.

معترضان در خارج از سالن بازدید کردند و از کسانی که از رأی گیری خودداری کردند خواستند دوباره نظر خود را بازنگری کنند.

during the session, abstentionists remained silent while others argued fiercely.

در طول جلسه، کسانی که از رأی گیری خودداری کردند خاموش ماندند در حالی که دیگران با حماسه مخالفت می کردند.

journalists interviewed abstentionists to understand their motives and doubts.

خبرنگاران کسانی که از رأی گیری خودداری کردند را مصاحبه کردند تا دلایح و شک‌های آنها را درک کنند.

when the motion passed, abstentionists faced criticism from both sides.

وقتی پیشنهاد پذیرفته شد، کسانی که از رأی گیری خودداری کردند از هر دو طرف انتقاد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید