antonymy

[ایالات متحده]/ˈæn.tə.nə.mi/
[بریتانیا]/ˌænt.ə.ˈnɑː.mə.ni/

ترجمه

n. وضعیت بودن مخالف یا داشتن معانی مخالف؛ یک جفت کلمات که معانی مخالف دارند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antonymy relation

رابطه antonymy

study of antonymy

مطالعه antonymy

lexical antonymy

antonymy واژگانی

conceptual antonymy

antonymy مفهومی

understanding antonymy

درک antonymy

examples of antonymy

نمونه‌های antonymy

illustrate antonymy

تصویرسازی antonymy

semantic antonymy

antonymy معنایی

explore antonymy

کاوش در antonymy

جملات نمونه

the antonymy of "hot" is "cold".

برخلاف 'داغ'، 'سرد' است.

the study of antonymy is a fascinating aspect of linguistics.

مطالعهٔ در مورد antonymy جنبه‌ای جذاب از زبان‌شناسی است.

the artist used contrasting colors to create a sense of antonymy in the painting.

هنرمند از رنگ‌های متضاد برای ایجاد حسی از antonymy در نقاشی استفاده کرد.

the antonymy between "love" and "hate" is a fundamental human experience.

برخلاف بین 'عشق' و 'تنفر' یک تجربهٔ اساسی انسانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید