assentor

[ایالات متحده]/əˈsɛntər/
[بریتانیا]/əˈsɛnˌtɔːr/

ترجمه

n. شخصی که با چیزی موافق است یا آن را تأیید می‌کند.
Word Forms
جمعassentors

عبارات و ترکیب‌ها

assentor agreement

توافقنامه پذیرنده

assentor of record

پذیرنده ثبت شده

written assentor

پذیرنده کتبی

assentor form

فرم پذیرنده

verbal assentor

پذیرنده شفاهی

assentor and consent

پذیرنده و رضایت

جملات نمونه

the assentor must agree to the terms of the contract.

موافقت‌کننده باید با شرایط قرارداد موافقت کند.

as an assentor, you play a crucial role in the decision-making process.

به عنوان موافقت‌کننده، شما نقش مهمی در فرآیند تصمیم‌گیری ایفا می‌کنید.

the assentor's approval is necessary for the project to move forward.

تایید موافقت‌کننده برای پیشبرد پروژه ضروری است.

in legal terms, the assentor's consent is binding.

از نظر قانونی، موافقت موافقت‌کننده لازم‌الاجرا است.

the assentor expressed their agreement during the meeting.

موافقت‌کننده در طول جلسه نظر خود را در مورد موافقت بیان کرد.

every assentor should understand their responsibilities.

هر موافقت‌کننده باید مسئولیت‌های خود را درک کند.

the assentor's role is often overlooked in negotiations.

نقش موافقت‌کننده اغلب در مذاکرات نادیده گرفته می‌شود.

as an assentor, you have the power to influence outcomes.

به عنوان موافقت‌کننده، شما قدرت تأثیرگذاری بر نتایج را دارید.

the assentor signed the document to finalize the agreement.

موافقت‌کننده برای نهایی کردن توافق، سند را امضا کرد.

it is important for the assentor to read all details carefully.

برای موافقت‌کننده مهم است که تمام جزئیات را با دقت بخواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید