bedazzle

[ایالات متحده]/ˈbɛdəzəl/
[بریتانیا]/ˈbɛdəzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به حیرت آوردن یا گیج کردن کسی، معمولاً با نور درخشان یا نمایشی از ثروت و تجمل؛ گیج یا نامشخص کردن کسی.
Word Forms
زمان گذشتهbedazzled
قسمت سوم فعلbedazzled
شکل سوم شخص مفردbedazzles
صفت یا فعل حال استمراریbedazzling

عبارات و ترکیب‌ها

bedazzle with beauty

با زیبایی خیره کننده

a bedazzling performance

اجایب خیره کننده

bedazzle the competition

رقابت را با جادو خیره کنید

bedazzle with charisma

با کاریزمای خیره کننده

جملات نمونه

her performance was meant to bedazzle the audience.

اجرای او قرار بود تا مخاطبان را شگفت‌زده کند.

the fireworks bedazzled everyone at the festival.

آتش‌بازی همه را در جشنواره مسحور کرد.

he wore a bedazzled jacket to the party.

او یک ژاکت براق به مهمانی پوشید.

the magician's tricks bedazzled the children.

ترفندهای شعبده‌باز کودکان را مسحور کرد.

her bedazzled dress caught everyone's attention.

لباس براق او توجه همه را جلب کرد.

the jewelry shop was filled with bedazzling pieces.

فروشگاه جواهرات پر از قطعات براق بود.

they planned a bedazzling wedding ceremony.

آنها یک مراسم عروسی براق برنامه‌ریزی کردند.

her bedazzling smile lit up the room.

لبخند براق او اتاق را روشن کرد.

the fashion show featured bedazzled outfits.

نمایش مد شامل لباس‌های براق بود.

he tried to bedazzle her with his charm.

او سعی کرد او را با جذابیت خود مسحور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید