breakout

[ایالات متحده]/'breɪkaʊt/
[بریتانیا]/'brek'aʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرار از یک وضعیت یا مکان محدود کننده؛ فوران؛ فرار از زندان؛ فرار از زندان
Word Forms
جمعbreakouts

عبارات و ترکیب‌ها

prison breakout

فرار از زندان

breakout room

اتاق فرار

acne breakout

جوش صورت

breakout session

جلسه طوفانی

breakout performance

اجرای غیرمنتظره

جملات نمونه

a breakout of hostilities.

شکستن خصومت

The prisoner made a daring breakout from the jail.

زندانی یک فرار جسورانه از زندان انجام داد.

The new artist had a breakout hit with her debut single.

هنرمند جدید با اولین تک‌آهنگ خود یک موفقیت بزرگ کسب کرد.

The company experienced a breakout year with record profits.

شرکت یک سال موفقیت‌آمیز با سود بی‌سابقه را تجربه کرد.

The acne breakout on her face made her self-conscious.

جوش صورت او باعث خودآگاهی او شد.

The breakout session at the conference was very informative.

جلسه جداشده در کنفرانس بسیار آموزنده بود.

The breakout star of the movie stole the show with her performance.

ستاره‌ی درخشان فیلم با بازی خود توجه‌ها را به خود جلب کرد.

The stock market experienced a breakout after the positive economic news.

بازار سهام پس از اخبار اقتصادی مثبت یک جهش را تجربه کرد.

The breakout of the fire forced everyone to evacuate the building.

خروج آتش باعث شد همه از ساختمان تخلیه شوند.

The breakout of the pandemic led to widespread panic among the population.

شیوع همه‌گیری منجر به وحشت گسترده در میان مردم شد.

The breakout group brainstormed ideas for the upcoming project.

گروه جداشده برای پروژه آینده ایده‌پردازی کرد.

نمونه‌های واقعی

Well, Rhymer is poised for a breakout on the same scale.

خب، رایمر برای یک موفقیت چشمگیر در همان مقیاس آماده است.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

" A mass breakout? " repeated the Prime Minister hoarsely.

" یک فرار دسته جمعی؟ " نخست وزیر با صدای خشدار تکرار کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Martin O'Malley got a few moments, but not anything you could consider to be a breakout.

مارتین او ماللی چند لحظه داشت، اما چیزی که بتوان آن را یک موفقیت چشمگیر در نظر گرفت.

منبع: NPR News October 2015 Collection

And a breakout session on shoe storage.

و یک جلسه موفقیت آمیز در مورد نگهداری کفش.

منبع: Modern Family - Season 05

'I don't believe this, ' snarled Harry, 'Fudge is blaming the breakout on Sirius? '

'من به این باور ندارم،' هری غر زد، 'فاج در حال مقصر دانستن فرار بر اساس سریوس است؟'

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Consider John Grisham's breakout novel, The Firm.

رمان موفقیت آمیز جان گریسیم، فیلم را در نظر بگیرید.

منبع: Stephen King on Writing

Would you consider that your breakout role?

آیا شما آن را نقش موفقیت آمیز خود در نظر می گیرید؟

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

Before going into virtual breakout rooms.

قبل از ورود به اتاق های موفقیت مجازی.

منبع: VOA Standard English_Americas

And this was her breakout song.

و این آهنگ موفقیت او بود.

منبع: The private playlist of a celebrity.

She says the goal right now is to have a one-year breakout.

او می گوید هدف فعلی داشتن یک موفقیت یک ساله است.

منبع: NPR News March 2015 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید